هنری

چندتا از کارای من

 برای مشاهده اندازه واقعی پاستل گچی کلیک کنید
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 20:56  توسط زینت  | 

هنرنمایی فوق‌العاده با مداد رنگی، اما نه به شکلی که شما انتظار دارید!!

هنرنمایی فوق‌العاده با مداد رنگی، اما نه به شکلی که شما انتظار دارید!!
در سال 2005 دختر کوچکش جعبه مداد رنگی 120 رنگی اش را که خود کریستیان خریده بود باز کرد و همان لحظه ایده ای ناب...
 
«کریستیان فار» هنرمندی فوق العاده خلاق و اهل اوهایوی آمریکاست. روش او بدین گونه است که از مداد شمعی یا پاستل و مداد رنگی به عنوان پیکسل‌های رنگی استفاده کرده و تصاویری ناب خلق می‌کند. او با این کار محدودیت‌های استفاده از مواد را درهم می‌شکند.
این هنرمند به جای نقاشی کردن با مداد شمعی،‌ آنها را در آثارش به شکل نقطه‌های رنگی به کار می‌گیرد و این روشش بیشتر به نقاشی‌های پوئن تیلیستی (نقطه پردازی) شباهت دارد.
او قبلا نقاشی با موم را هم تجربه کرده است، اما کار با موم به طور کامل او را راضی نکرد. تا اینکه در سال 2005 دختر کوچکش جعبه مداد رنگی 120 رنگی اش را که خود کریستیان خریده بود باز کرد و همان لحظه ایده ای ناب به ذهن کریستیان رسید.
هر کدام از آثار او از چندین ردیف مداد رنگی روی هم چیده شده تشکیل شده اند و وقتی از نزدیک به آنها می‌نگریم شاید فقط مجموعه ای رنگ‌های نامنظم جلوی چشممان ظاهر شود، اما وقتی از بالا و با فاصله به آنها نگاه می‌کنیم شکل واقعی آن به وضوح خود را نشان می‌دهد. 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 20:50  توسط زینت  | 

ا می نویسم پرنده
آشیانه می خواهد
آشیانه می سازم
هم-آشیانه می خواهد
هم-آشیانه که پیدا می شود
جوجه-جوجه
دفترم پر پرنده می شود
 
شعر از : عیسا کیانی حاجی
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 20:4  توسط زینت  | 

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…


جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…


وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت


تصدیق گفته‌های «هِگِل» بود و ما دو تا…


روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای


سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا


افتاد روی میز ورق‌های سرنوشت


فنجان و فال و بی‌بی و دِل بود و ما دو تا


کم‌کم زمانه داشت به هم می‌رساندمان


در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…


تا آفتاب زد همه جا تار شد برام


دنیا چه‌قدر سرد و کسل بود و ما دو تا،


از خواب می‌پریم که این ماجرا فقط


یک آرزوی مانده به دِل بود و ما دو تا…

 (شعر از : نجمه زارع)

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 20:2  توسط زینت  | 

سکوت که می کنی

وزن جهان را تنها به دوش می کشم!

و کم که می آورم

زمین آنقدر کند می چرخد

که تو توی تقویم می ماسی

و من

آونگ می مانم

بین حقیقتِ تو

و افسانه ای که از تو در سرم دارم!

شعر از : مهدیه لطیفی

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 20:1  توسط زینت  | 

نگاهی کوتاه به سبک های هنری

اتوماتیسم :
گروهی تندرو، از سورئالیست های کانادایی ، كه با انتشار بیانیه های تند ، به انتقاد از هنر و دیگر جنبه های زندگی پرداختند.
اریانتالیسم :
عنوانی که به شماری از نقاشان آکادمیک اروپایی سده نوزدهم داده اند. اینان موضوعات شرقی مآب را ، با برداشتی رمانتیک تصویر می کردند و به طرزی غریب و افسانه ای نشان می دادند.
اینستالیشن آرت (کارکردگرایی) :
از گزارشات پست مدرن در دهه 1970.
آرنوو :
جنبشی منشعب شده از سمبولیسم به مرکزیت انگلستان که پیروانش با استفاده از صور نباتی و پر پیچ و تاب و با تأكيد بر جنبه ها ی تزئینی و معماري ، درصدد خلق آثار خود بودند. مهمترین آثار این جنبش در قالب لیتوگرافی وحکاکی ایجاد شدند.
هنرمندان برجسته: ویلیام موریس، گوستاو مورو ، گوستاو کلیمت ، ویکتور هورتا ، آلفونس موشا ، ببردزلی.
نبی ها :
گروهی از نقاشان متاثر ازهنر گوگن که با استفاده از سطوح وسیع رنگ و فاقد عمق نمایی، با هویتی نمادین ، درصدد بیان تضادهای اجتماعی می باشند.
هنرمندان برجسته : موریس دنی ، پل رانسون ،بونار ، وویار ، سروزیه.
انتزاعی (آبستره):
این جنبش در 1910 در روسیه توسط واسیلی کاندینسکی مطرح شد. در این جنبش هنرمندان با استفاده از عدم بازنمایی عینی و بیان تجسمی نوین خط و رنگ و با خلاصه نمودن مضامین و موضوعات ، به عناصر بنیادین چون خط ، سطح برای بیان کلیت و کلی گویی سود می جستند.
هنرمندان برجسته : واسیلی کاندینسکی ، پیت موندریان ، کوپکا ، پیکابیا ، فرنان لژه ، هنری مور ، کنستانتین برانکوزی ، هپورت ، الکساندر کالدر.
انتزاع هندسی :
جنبشی منشعب شده از انتزاعی که بوسیله سطوح ناب هندسی و تأكيد بر رئالیسم فرم در صدد بیان تفاسیر و تعابیر شخصی است.
هنرمندان برجسته: پیت موندریان ، مارک روتکو ، جوزف آلبرز ، بورگان دیلر.
استیل :
این جنبش توسط پیت موندریان و تئوون دویسبورگ مطرح گردید. هنرمندان این جنبش با استفاده از خطوط عمودی، افقی و دوار، درصدد فضا سازی و بیان تفاسیر شخصی می باشند.
آپ آرت(هنر دیدگانی) :
این جنبش توسط «ویکتور وازارلی» مطرح گردید. هنرمندان این جنبش با استفاده از نقطه و خط و به مدد رنگ گزاری و سایه روشن کاری با استفاده از خطای باصره و توهم دید مخاطب ، درصدد القای مفاهیمی چون ریتم ، حرکت ، حجم مجازی، عمق و .....می باشند.
هنرمندان برجسته: ویکتور وازارلی ، بریژیت رایلی ، استانلی تایگر من.
پاپ آرت (هنر مردمی) :
این جنبش در دهه 50 قرن بیستم ،توسط اندی وارهول و روی لیشتن اشتاین، درانگلستان و امریکا مطرح شد. هنرمندان این جنبش با استفاده از ملزومات دور ریختنی جامعه (قوطی نوشابه ، عکس و...) در صدد بیان هر چه قوی تر سنت ها و فرهنگ های بومی و اعتقادات قبیله ای می باشند.
هنرمندان برجسته : اندی وارهول ، روی لیشتن اشتاین ، رشن برگ ، جاسپرجونز.
کانسپچو آل آرت (هنر مفهومی):
این جنبش دراواخر دهه 1960 مطرح شد. در این جنبش مفهوم مهمتر از ابزار و چگونگی اجزای است و هدف اصلی ، رسانیدن مفهوم یا ایده ای به مخاطب است .
هنرمندان برجسته: سل لویت ، داگلاس هیوبر ، جوزف کاسوت ، بروس نومان.
مینیمال آرت (هنر کمینه) :
جنبشی آغاز شده از امریکا که هدف پیروانش پژوهشی دوباره با انواع ساختارهای مدولی ، فضایی و شبکه ای ، برای توضیح مفاهیمی چون فضا ، فرم و مقیاس است و هر گونه بیان گری و توهم بصری را نفی را مردود می داند.
هنرمندان برجسته: رونالد جاد ، کارل آندره
نقاشان یکشنبه(ندیده ها) :
جنبشی منشعب شده از سمبولیسم که هنرمندان آن فاقد تحصیلات آکادمیک بودند.
هنرمندان برجسته : هانری روسو.
مکتب بلونیایی :
بلونیا درسده های شانزدهم و هفدهم ، مرکز نوعی کلاسیسیسم در نقاشی ایتالیا بود که از آکادمی کاراتچی سرچشمه می گرفت. نقاشان این مکتب در تحول سبک باروک در ایتالیا موثر واقع شدند.
عمده ترین نقاشان این مکتب عبارت بودند از : دومینیکو ، گوئر چینو ، رنی.
مکتب پاریس :
اصطلاحی که در مورد هنرمندان نوگرای مقیم پاریس در نیمه نخست سده بیستم ، به کار برده می شود.اینها لزوماً از سبک واحدی پیروی نمی کردند و اکثراً غیر فرانسوی بودند. گاه این اصطلاح را در معنایی وسیع تر ، به کل جنبش های هنری مدرن متمرکز در پاریس اطلاق می کنند.
مکتب دانوب:
عنوانی که به جنبش منظره نگاری دهه های نخست سده شانزدهم ، در ناحیه دانوب داده شده است. هنرمندان این مکتب ، با نگرشی رمانتیک کوشیدند طبیعت را چون محیطی برای افعال آدمی نشان دهند.
هنرمندان برجسته : کراناخ ، هوبر
مکتب هادسن:
اصطلاحی که درباره شماری از منظره نگاران رمانتیک امریکایی سده نوزدهم به کار برده می شود.
مکتب میلان :
یکی از مکاتب نقاشی ایتالیایی که در سده های پانزدهم و شانزدهم شکوفا بود و فوپا رهبری آن را برعهده داشت ولی پس از اقامت لئوناردوداوینچی و پیروانش در میلان ، این مکتب تحت تأثير او و پیروانش قرار گرفت.
مکتب نیویورک :
مکتب گروهی ناهمگن از نقاشان عمدتاً انتزاع گرا که در نیویورک شکل گرفت. این مکتب با عناوین اکسپرسیونیسم انتزاعی و نقاشیهای کنشی نیز ، شناخته می شود.
پيروان اين مكتب عبارتند از : پالاک ، مادرول ، نیومن و روتکو .
هنر سلتی :
هنر اقوام سلتی ، ساکن در اروپای باختری ، از حدود 450 ق.م تا 650 ب.م که نقش های منحنی غیر متقارن که غالباً با صور حیوانی آمیخته اند، مشخصه اساسی هنر آنهاست. آنها در زمینه های جواهر سازی ، فلز کاری ، سفالگری و حکاکی روی چوب فعالیت داشتند.
هنر بوم شناختی :
اصطلاحی برای توصیف هنری که بر فرآیندهای طبیعت تأكيد می کند و نخستین بار در 1986 پدید آمد و آلن سانفیست ، از نمایندگان آن به شمار می آید.
هنر زننده :
اصطلاحی برای توصیف آن نوع از هنر امریکایی که در آن مواد و مصالح غیر عادی و ناجور به کارمی رود. در این هنر غالباً نقاشی و مجسمه سازی با هم ترکیب می شوند.
هنر خام :
اصطلاحی که توسط ژان دوبوفه ، برای توصیف انگاره سازی خامدستانه و نقش پردازی های مغشوش تصادفی رایج شد.در چنین رویکردی به هنر، سنتهای هنر باختر زمین ، مردود شمرده شد و نوعی زبان تصویری سر راست قابل مقایسه با هنر بدوی و هنر کودکان – مورد قبول قرار گرفت. دوبوفه و نقاشان گروه کبرا از نمایندگان آن به شمار می آیند.
نئوپلاستیسیسم (هنر زيبا ) :
نظریه زیبا شناختی پیت موندریان که احکامش عبارت بودند از: هنر باید کاملاً انتزاعی باشد ، از شکل های راست گوشه در وضعیت های افقی و عمودی استفاده شود و رنگ ها باید مشتمل بر فام های اولیه (سرخ ،زرد،آبی) و سیاه و سفید و خاکستری باشند.
نئواکسپرسیونیسم (هنر زشت) :
اصطلاحی که به احیای هنر اکسپرسیونیست در آلمان ، امریکا و ایتالیا در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 اشاره دارد و در مورد آثار هنرمندانی چون بازلتیس ، کی فر ، کیا ، کلمنته ، میموپالادینو و شنابل ، به کار می رود.

بررسي سبك‌هاي هنري
سبک نئوکلاسيسم:

سبک نئوکلاسيسم در تقابل با ابتذال و انحطاط روکوکو و به همراه کشف دو شهر پمپي و هرکولانيوم، بر اساس اصول زيبا شناختي کلاسيک ، بر مبناي هنر پوسن و رافائل ، به مرکزيت فرانسه ، با تأکيد بر سادگي صور و پيراستگي معنوي و خردگرايي ، پديد آمد. ساده گرايي و عدم تزيينات ، استفاده از رنگ‌هاي روشن و تابناک ، استفاده از مضامين اساطيري يونان و روم و عدم اغراق در ژرف‌نمايي ، از ويژگي‌هاي اين سبک است.
آنلويي ژيروده ، رينيو ، بنجامين وست ، ژاک لويي داويد ، دومينينگ انگرو آنتونيو کانووا ، از برجسته ترين هنرمندان اين سبک هستند.
سبك رمانتي سيسم:
رمانتي سيسم مهم‌ترين جنبش هنري و ادبي قرن 19 است که در تقابل با خرد گرايي نئو کلاسيک ، در انگلستان و آلمان پديد آمد. هنرمند رمانتيک ، با استفاده از رنگ‌ها و خطوط ، با هويتي خرد گريز، سعي در بيان احساسات خود دارد.
چارلز بانينگتون ، جان کنستابل ، ويليام ترنر، جان کاتمن ، تئودوژرريکو ، اوژن دلاکروا ، فريدريش ، ويليام بليک ، آنتون لويي باري و فرانسوارود از هنرمندان به نام اين سبک هستند.
سبك ناتوراليسم :
ناتوراليسم به معناي بازنمايي جهان عيني و مادي ، با احساس گري و خوشايند گري ، با محوريت طبيعت است .
ايوان شيشکين از هنرمندان برجسته اين سبک است.
سبك رئاليسم:
رئاليسم سبکي است که در تقابل با آرمان گرايي نئوکلاسيک واحساس گرايي رمانتيک‌ها و در جريان انقلاب صنعتي اروپا در فرانسه ايجاد شد و به معناي بازنمايي جهان عيني و مادي بدون احساس گرايي و خوشايند گري است.

گوستاو کوربه ، فرانسوا ميله ، ادوارد مانه ، انوره دوميه و ايليارپين ، از برجسته‌ترين هنرمندان اين سبک هستند.
__________________
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:45  توسط زینت  | 

نگاهی کوتاه به سبک های هنری

فتورئالیسم :
این جنبش در آمریکا مطرح شده و به «رئالیسم اغراق آمیز» نیز معروف است.دراین جنبش با هنر عکاسی رقابت می شود. موضوع عمده این آثار، انسان می باشد. در این آثار از تکنیک هایی چون آکلریلیک روی بوم و پلی استرهای شیشه رنگی استفاده می شود.
هنرمندان برجسته: چاک کلوس ، آلفرد لزلی
ریونیسم (پرتوگرایی) :
این جنبش توسط «میخائیل لارینف» در روسیه مطرح شد که در آن هنرمندان به وسیله شعاع های رنگین نور متقاطع و موازی و کاربرد خطوط متقاطع و موازی با رنگ های درخشان ، درصدد بیان عامل زمان می باشند.
رئالیسم ( واقع گرایی ) :
رئالیسم به معنای واقعیت عینی ، بدون خوشایند گری و احساساتی گری است.این جنبش در تقابل با آرمان گرایی نئوکلاسیک ها و در جریان انقلاب صنعتی فرانسه ایجاد شد، هدف هنرمندان این جنبش ، بیان واقعیت مطلق است. از مراکز مهم رئالیسم ، می توان از روسیه نام برد.
هنرمندان برجسته : گوستاو کوربه ، فرانسوا میله ، ادوارد مانه ، فرانسیسکو گویا ، ایلیار پین و انوره دومیه .
رمانتیسیسم ( تخیل گرایی ) :
رمانتیسیسم ، مهمترین جنبش هنری و ادبی قرن 19 م است ، که در تقابل با خرد گرایی نئوکلاسیک ، در انگلستان و آلمان مطرح شد. هنرمندان این جنبش با استفاده از رنگ ها و خطوط درون نما و با هویتی خرد گریز، سعی در بیان احساسات و هیجانات خود را دارند. مهمترین مرکز تولید آثار تجسمی رمانتی سیسم ، انگلستان است.شعار هنر برای هنر، اولین بار توسط پیروان این مکتب ( و پس از آنها توسط پیروان مکتب سمبولیسم) مطرح می شود.
هنرمندان برجسته : جان کاتمن ، چارلز بانینگتون ، جان کنستابل ، ویلیام ترنر ، اوژن دلاکروا ، تئودورژریکو ، فریدریش ، گویا ، کامیل کورو ، ویلیام بلیک ، آنتوان لویی باری ، فرانسوا رود (با اثر معروف لامارسیز) ، تادتسوکاری.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:44  توسط زینت  | 

نگاهی کوتاه به سبک های هنری

نئوکلاسیسم :
این سبک در تقابل با ابتذال و انحطاط روکوکو و بهمراه کشف دو شهر پمپی و هرکولانیوم و بر اساس اصول زیبا شناختی پوسن و رافائل و به مرکزیت فرانسه ، با تأكيد بر سادگی صور و پیراستگی معنوی و خردگرایی ، مطرح گردید.
هنرمندان برجسته: بنجامین وست ، ژاک لویی داوید، دومینیگ انگر، آنلویی ژیروده ، پرودن ، رینیو، آنتونیو کانووا.
ناتورالیسم (طبیعت گرایی) :
به معنای بازنمایی جهان عینی و مادي ، با احساس گرایی و خوشایند گری و با محوریت طبیعت است.
هنرمندان برجسته : ایوان شیشکین از مطرح ترین هنرمندان این سبک است.
پوریسم (ناب گرایی):
جنبشی منشعب شده از کوبیسم، با هدف بیان همه جانبه و کلی مضامین و تأكيد بر وضوح و عینیت در بازنمایی ، با وفاداری به اصول جهان شناختی شکل و فرم.
هنرمندان برجسته: لوکوبوزیه ، اوزنفان.
کوبیسم (حجم گری) :
مکتبی است که در آن ، نمایش توام زوایای دید مختلف (فضا سازی همزمانی) برای بیان کلیت مضامین وجود دارد. در صورت چنین عملکردی ، ساختار واقعی شکل شکسته شده و اشکالی انتزاعی به وجود می آیند.پیروان این مکتب با استفاده از قوانین فیزیک کوانتومیک ، سعی در القای عامل زمان دارند. پابلوپیکاسو و ژرژ براک ، سردمداران این مکتب هستند.
هنرمندان برجسته : ژرژ براک ،پابلو پیکاسو ، فرنان لژه ،خوان گری ، روبرت دلونه ، ژاک لیپ شيتس ، کنستانتین برانکوزی ، زادکین ، آرکی پنکو ، دوش ویلون.
کوبیسم به سه مرحله سزانی ، تحلیلی و تر کیبی تقسیم می گردد.
کنستراکتیویسم (ساخت گرایی) :
این جنبش در روسیه توسط ولادیمیر تاتلین، بر مبنای هنر پیکاسو و کولاژهای کوبیسمی ایجاد گردید. هنرمندان این سبک با تأكيد بر ساختار شکل و فرم ، بیان مکانیت و زمانیت فضا ، تداوم و استمرار فضای درونی با پیرامون ، درصدد ایجاد آثار هنری ، بر مبنای اصول و فنون مدرن مهندسی هستند.
هنرمندان برجسته: ولادیمیر تاتلین ، نائوم گابو ، آنتوان پوسنر ، الکساندر رودچنکو.
کنتراپستو (ایستایی تقابلی):
حالت ایستادن انسان به نحوی که بخش های مختلف بدن نسبت به هم ، کشش معکوس داشته باشند. در این وضع ، بالاتنه و پاها روی یک محور ، در خلاف جهت یکدیگرند می پیچند و در نتیجه بدن بر یک پا تکیه می کند و در کمر اندکی انحنا ایجاد می شود. اسلوب ایستایی تقابلی در سده پنجم ق.م ، در یونان ابداع شد.
امپرسیونیسم :
این جنبش، اولّین جنبش فراگیر در هنر نوین بشمار می آید و در فرانسه توسط ادواردمانه و کلودمونه ایجاد گردید ، نام این جنبش از تابلوي «امپرسیون ، طلوع آفتاب» کلود مونه اقتباس شده است. بررسی نور و رنگ وکیفیات طبیعی آن و ایجاد یک دیدگاه علمی در هنر، از مسایل مطرح در این مکتب هستند. هنرمندان امپرسیونیست از ارائه اشکال با خطوط واضح محیطی سرباز زدند، آنها به نور با نگاهی علمی مي نگریسته به مثلاً بجای قراردادن رنگ سبز ، رنگ های زرد و آبی را در کنار یکدیگر قرار می دادند. استفاده از تضاد رنگ های مکمل و حذف رنگ های سیاه و خاکستری از پرده ، از اصولی است که دراین مکتب مورد توجه قرار می گیرند.
از هنرمندان برجسته : مانه ، کلودمونه ، آنود سیسیلی ، آگوست رنوار،کامی پیسارو ، ژرژ سورا ، ادگاردگا ، پل سینیاک و اگوست رودن.
پست امپرسیونیسم :
جنبشی منشعب شده از امپرسيونيسم توسط پل سزان. مضامین و موضوعات در این مکتب به صورت صور ناب هندسی و احجام افلاطونی نمایش داده می شوند. هنرمندان پست امپرسیونیست، در آثار خود از ذرات بنیادین شکل و فرم استفاده می کردند ، با چنین عملکردی آثار ایجاد شده فاقد عمق و ژرف نمایی بودند، به همین جهت سزان برای نمایش عمق ، از تضاد رنگ های سرد و گرم (مدولاسیون رنگی) استفاده می کرد. استحکام در ساختار ترکیب بندی، صراحت شکل و فرم ، تأكيد بر بیان درونی به مدد رنگ و شکل از ویژگیهای این جنبش هنری است.
هنرمندان برجسته : پل سزان ، ونسان ونگوگ ، پل گوگن.
فوویسم :
فوویسم به معنی بهره گیری جسورانه و نا متعارف از رنگ است که در قرن بیستم در فرانسه ، توسط هنری ماتیس ، مانگن و مارکه ایجاد شد . هنرمندان این سبک با تلفیق اصول امپرسیونیسم و سمبولیسم و طراحی دقیق و با استفاده از رنگ های کریه ، پرشور ، غیر واقعی و نامتعارف و با هویتی کانستراکتیو ، آثار خود را می آفریدند.در صورتی که این رنگ های غیر منطقی از نقاشیهای این سبک حذف شود و رنگ های منطقی جایگزین آن گردد، نقاشی ناتورالیسم یا رئالیسم ایجاد می شود.
هنرمندان برجسته: هنری ماتیس ، آندره درن ، ولامینگ ، ژرژروئو ، مانگن ، مارکه .
نئو امپرسیونیسم :
جنبشی منشعب شده از امپرسيونيسم توسط سورا وسینیاک که به اصول امپرسیونیسم وفادار بوده و هدف آنها ايجاد دیدگاه علمی تر در هنر است. هنرمندان این مکتب با استفاده از این دیدگاه علمی ، قصد نمایش ذرات بنیادین نور و رنگ را در آثار تجسمی خود داشته اند.این هنرمندان اسلوب نقطه پرداز رنگ و نقطه چین رنگ را با رنگ های اصلی و ناب و خالص استفاده می نمودند.
سمبولیسم :
سمبولیسم جنبشی است در ادبیات و هنرهای بصری ، که ریشه در رمانتیسم داشته و به نفی تجسم عینی پرداخته و مفاهیم را با نمادها ، القا می کند. این جنبش در پاریس توسط ونسان ونگوگ و پل گوگن مطرح شد. هنرمندان این جنبش واقعیت مطلق را مبتذل و ناچیز شمرده و تحت تأثير نمادگرایی مشرق زمین و با عدم باز نمایی عینی وتاکید بر ذهنیات و تفاسیر شخصی و با استفاده از رنگ های کانستراکتیو و با یک دیدگاه افراطی در رمانتیسیسم ، درصد بیان واقعیت غایی بوده اند. گوستاومورو نیز به این مکتب تعلق دارد.
فتوریسم (آینده نگری) :
اين جنبش در تقابل با رکود هنری ، در جریان جنگ جهانی اول ، در ایتالیا،توسط مارتینی ، با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گردید. هنرمندان این سبک با تأیید و تأكيد بر تکنولوژی و ماشینیسم و با استفاده از قوانین فیزیک دینامیک و ریتم و تکرار سطوح و فرم ها ، درصدد تأكيد بر مفاهیمی چون حرکت ، سرعت و شتاب می باشند.
از هنرمندان برجسته این مکتب ، می توان به مارسل دوشان ، جینو سورینی ، روسولو ، جاکوموبالا ، امبرتوبوتچیونی و کارلو کارا اشاره کرد.
اکسپرسیونیسم:
این جنبش تحت تأثير تفکر ونسان ونگوک در فرانسه و آلمان ایجاد گردید. هنرمندان این جنبش با تحریف و کژنمایی و اغراق آمیز نمودن مضامین و موضوعات با رنگ های تند و زننده و کاربری کیفیت تضاد در صدد بیان اوج و هیجانات و احساسات ذهنی خود هستند.هنرمندان این جنبش قصد نمایش واپس گرایی و به بن بست رسیدن انسان مدرن را دارند.
هنرمندان برجسته: امیل نولده ، ادوارد مونش ، ماکس بکمان ، فرانسیس بیکن ، کته کل ویتس ، ژرژ روئو ، اگون شیله ، اسکارکوکوشکا ، لودویک کریشنر ، جیمز آنسور ، ریورا ، اگوست ماک ، فرانتس ماک ، واسیلی کاندینسکی.
فرمالیسم:
در تقابل با ذهنیت گرایی شاعرانه کنسراکتیویسم جنبشی توسط هنرمندان مطرح گردید(هنرناب) که با تأكيد بر جلوه صوری و ساختار صور هندسی بیان تفاسیر و تعابیر شخصی را داشت.
هنرمندان : رونالد بلادن ، دیوید اسمیت.
سوپرماتیسم (والا گرایی):
سوپرماتیسم سبکی متشکل از ترکیب بندی های نظام یافته انتزاعی است که توسط مالویچ در روسيه پایه گذاری شده است.هنرمندان اين سبك با استفاده از سطوح هندسی هم خانواده ، با استفاده از رنگ های ناب و خالص چون سفید و سیاه در صدد بیان احساسات محض و یا مفاهیمی چون عمق می باشند.
اکسپرسیونیسم انتزاعی:
این جنبش در امریکا مطرح گردید که به نقاشی‌های کنشی نیز معروف است. هنرمندان این سبک با عدم تأكيد بر ساختار شکل و فرم ، رنگ گذاری بر اساس حرکات بدنی و کنش روانی نقاش به طور آنی و تصادفی، درصدد بیان هیجانات و احساسات لحظه ای و آنی هستند.
هنرمندان برجسته: جکسون پالاک ، ویلهم دکونینگ و هانس هوفمان.
دادائیسم :
این جنبش در آلمان و با دیدگاهی پوچ گرا و گرایشی ضد هنری و اعتراضی، درصدد تمسخر و ریشخند تمدن وهنر معاصر و ارزش‌های مرسوم زمانه می باشد.شعار هنری این سبک «بی شکلي مطلق و نابودگری خود آفرینندگی» است. این جنبش حاصل فشارهای ناشی از جنگ جهانی اول است. عنصر تصادف در این جنبش ، نقش بسزایی دارد. تکنیک «فوتومونتاژ» توسط هنرمندان این جنبش ابداع شده است.
هنرمندان برجسته : ماکس ارنست ، رائول هوسمن ، هانس ژان آرپ، مارسال دوشان.
سورئالیسم (وهم گری) :
مهمترین جنبش ادبی و فلسفی قرن بیستم که هنرمندان سرخورده سه جنبش فتوریسم ، کوبیسم و دادائیسم ، در کافه ولترزوریخ آلمان به کوشش آندره برتون ، بیانیه آن را صادر نمودند. هنرمندان این جنبش با تایید نظریه فروید، درصدد بیان نا امیدی انسان غربی ، در بحران اجتماعی و حل تناقض رویا و واقعیت در یک ابر واقعیت هستند.
هنرمندان برجسته: سالوادوردالی ، خوان ميرو ، مارک شاگال ، رنه مارگریت ،آندره ماسون ، ماکس ارنست ، خاورز ، آلبرتو جاکومتی.
__________________
به همه عشق بورز،به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:43  توسط زینت  | 

نگاهی کوتاه به سبک های هنری

باروک
باروک در زمینه معماری و هنر ، به شیوهای گفته میشود که درآن بجای خطوط مستقیم ، از قوس ها ، منحنی ها وآرایش های پیچیده استفاده شده باشد و به تعبیری شاید بتوان گفت که معنای تحت اللفظی باروک عبارت است از ( پیرایه بندی شده و پر تکلف ) این واژه را گاهی در گفتگو از مجموعه هنر قرن هفدهم بکار می برند . اما باید دانست که قرن هفدهم شاهد ظهور هنرمندان بزرگی چون ( رامبراند ، روبنس ، کارا واجو و پوس ) بود که به هیچ وجه نمی توانیم آثار آنها را در یک قالب سبک شناختی واحد( باروک ) قرار دهیم .خالص ترین شکل این اسلوب هنری را که ازآن با اصطلاح (اوج باروک ) یاد می کنند ، میتوانیم در آثار هنرمندان ایتالیایی سالهای ( 1630 تا 1680 ) و در راس آنها ( برنینی ) مشاهده کنیم . این شیوه هنری در مرحله اوج خود هنرهای معماری ، نقاشی و پیکره سازی را برای بر انگیختن عواطف بیننده بکار میگیرد وبا تلفیق توهم گرایی ، رنگ ، نور و حرکت می خواهد که بیننده را از طریق کشش عاطفی مستقیم احاطه کند. با همه اینها هنرمند سبک باروک در پی آرمانگرایی نیست و به سوژه های خود، حتی اگر مذهبی هم باشند ، رنگ و بوی این جهانی می دهد
روکوکو

روکوکو ، که معنای تحت اللفظی آن ( سنگ ریزه ) است ، بخصوص به سنگها و صد ف های کوچکی گفته می شود که در تزئینات داخلی بعضی از خانه های ییلاقی که به شکل غار ساخته می شد ند بکار میرفت اما د ر اینجا منظور از( روکوکو) شیوه هنری است که بعد از مرگ لوئی چهاردهم سال ( 1715 ) در فرانسه به وجود آمد ، در واقع واکنشی بود بر علیه شکوه و جلال و تجمل افراطی کاخ ورسای و اصولاً بر ضد زندگی شاهانه . یکی از اولین نتایج این واکنش ساختن خانه های شهری بود که هم کوچکتر و هم راحت تر از کاخهای( باروک) بود . در تزئینات داخل این خانه ها از شکلهایی شبیه صدف یا روکوکو استفاده می شد وبه همین د لیل شیوه مذ کور نام روکوکو را به خود گرفت . نقاشی و پیکره سازی روکوکو علاوه بر بهره گیری منحنی های کوچک صد ف ، از عناصری طراوت و سرزند گی و شوخ طبعی برخوردار است و با هنر درباری و خشگ باروک تضاد دارد . بطور کلی روکوکو هنری است تزئینی که ظرافت و حساسیت را بجای ابهت و واقعگرایی باروک قرار می دهد . اما روکوکو به جنبه های تجملی و افراط کارانه باروک می تازد اما خود با احساسا تیگری افراطی به هنر اجتماعات مرفه تمایل پیدا میکند . از جمله نقاشان شناخته شده این سبک ( آنتوان واتو) که گرچه صحنه هایی از زندگی روستائی را به تصویر کشیده اما شخصیت هایش همگی اشراف زاده های خوش گذرانی هستند که محیط روستائی را تفرجگاه خود قرار داده اند
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:42  توسط زینت  | 

سلام دوستای خوبم می خوام در جلسه بعدی عکس هایی از کارای خودم بزارم راستی من توی یه آموزشگاه ۵ سال کار آموزش دارم کسی خواست می تونه تلفن یا آدرسه آموزشگاه رو بگیره و برای همکاری یا آموزش بیاد پیش ما خوشحال می شیم
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:35  توسط زینت  | 

از اول تيرماه در گالري شيرين:

جشنواره فصلی گرافیتی برگزار می‌شود

جشنواره فصلی گرافیتی برگزار می‌شود
هنر > جشنواره  - همشهری آنلاین:
گالری شیرین از اولین روز فصل تابستان (اول تیرماه) به مدت یک هفته پذیرای هنرمندان نقاشی دیواری خواهد بود.

به گزارش ایلنا، هنر خیابانی به عنوان بخشی از تغییراتی است که در هنر معاصر به وجود آمده، در کشور ما با تحولات زیادی روبرو شده و هنرمندان مستقلی به صورت خودجوش دیوارهای شهر را آراسته‌اند، به همین دلیل گالری شیرین به دلیل محدودیت‌های فیزیکی شهر تهران، دیوارها و محیط‌های بیرونی گالری خود را در اختیار این هنرمندان قرار خواهد داد.

این برنامه که با عنوان جشنواره هنر گرافیتی برگزار خواهد شد،از اول تیرماه پذیرای هنرمندان هنرهای خیابانی (دیوارنگاری) است.

این جشنواره با آغاز تابستان گرما بخش عرصه هنری کشور خواهد بود.

هنرمندانی که تمایل به شرکت در این جشنواره دارند، می‌توانند تا 20 خرداد با شماره 22402226 تماس بگیرند و در این جشنواره فصلی دیوارنگاری شرکت کنند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:33  توسط زینت  | 

سه نمایشگاه پی در پی از هنرمندان ایران در گالری هیلدبرند سوئیس

سه نمایشگاه پی در پی از هنرمندان ایران در گالری هیلدبرند سوئیس
هنر > نمایشگاه  - همشهری آنلاین:
نمایشگاه 13 هنرمند ایرانی طی سه نمایشگاه پی در پی در گالری هیلد برند زوریخ (سوئیس) از 12 فروردین تا مهرماه سال آینده (6 اکتبر 2012) برگزار می‌شود.

به گزارش ایلنا، نمایشگاه اول این گالری از 12 فروردین آغاز می‌شود که به آثار رضا درخشانی اختصاص دارد و تا خرداد ماه 91 ادامه خواهد داشت. در این نمایشگاه آخرین آثار این هنرمند ارائه می‌شود.

همچنین در نمایشگاه دوم این گالری آثار کالیگرافی (نقاشیخط) 6 هنرمند ایرانی با عنوان "نسل دیگر کالیگرافی ایران" از 17 خردادماه 91 عرضه خواهد شد که تا سال آینده خود را در کشور سوئیس برگزار می‌کنند.

این شش هنرمند شامل علیرضا آستانه، عقیقی بخشایش، محمد بزرگی، حبیب فرج‌آبادی، ابوالفضل شاهی، هدیه شفیعی، بهروز زیندشتی است که در این نمایشگاه آخرین آثار از هنرمندان کالیگرافی ایران را به نمایش می‌گذارند.

این نمایشگاه 7 ژوئن تا 18 آگوست(17 خرداد تا 27 مرداد 1391) برگزار خواهد شد.

در نمایشگاه سوم که با عنوان "جلوه مینیاتور در هنر معاصر" برگزار خواهد شد، آثاری از شیوا احمدی، مریم اشکانیان، رضا درخشانی، سودی شریفی و اسد فولول را به نمایش می‌گذارد.

در این نمایشگاه نیز نام 4 هنرمند ایرانی به چشم می‌خورد که قرار است آثار مینیاتوری معاصر خود را از 30 آگوست تا 6 اکتبر 2012 ( 8 شهریور تا 14 مهرماه 1391) به نمایش بگذارند.

گالری هیلد برند زوریخ که در ابتدا در شهر جنوا سال 2001 تاسیس شده و در سال 2004 به شهر زوریخ سوئیس منتقل شد و در آن نمایشگاه‌های بزرگی از آثار راه یافته به آرت بازل، آرت دوبی و ... برپا کرده است.

مسئولیت این گالری برعهده کاشیا هیلد برند است که به دلیل مورد توجه قرار گرفتن هنر ایران در عرصه بین‌المللی، شش ماه از برنامه‌های این گالری به نمایش هنر ایران اختصاص خواهد یافت

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:33  توسط زینت  | 

نمایش و فروش آثار بانوان نقاش ایران به نفع خیریه

نمایش و فروش آثار بانوان نقاش ایران به نفع خیریه
هنر > نمایشگاه  - همشهری آنلاین:
بانوان هنرمند ایران آثارشان را از 16 دی در نگارخانه آشیانه مهر وابسته به انجمن احیاء ارزش‌ها به نمایش گذاشته‌اند تا نیمی از عواید فروش این آثار صرف امور خیریه شود.

به گزارش ایلنا، در این نمایشگاه که آثاری از میترا کاویان، معصومه مظفری، ندا رضوی‌پور، الهه حیدری، معصومه بختیاری، رزیتا شرف جهان(مدیر گالری طراحان آزاد) و رعنا صادقیان به نمایش گذاشته است، آثار این هنرمندان را به فروش رسانده و نیمی از این مبلغ به گالری آشیانه مهر داده می‌شود.

بنابر گفته فروزان رحیم دوست(مدیر انجمن احیاء ارزش‌ها و رئیس گالری آشیانه مهر) در این گالری نیمی از عواید فروش به هنرمند اختصاص می‌یابد و نیمی دیگر مختص گالری است که زیر نظر انجمن اداره می‌شود، البته برخی هنرمندان مقدار بیشتری از این عواید فروش را به گالری اختصاص می‌دهند تا در امر خیریه بیشتر شرکت داشته باشند.

وی همچنین گفت: نمایشگاه‌هایی که ازسوی گالری برپا می‌شود، عمدتا با حضور هنرمندان برجسته کشورمان است.

بطور مثال در نمایشگاه آینده؛ آثاری از شادی قدیریان، گیزلا وارگا سینایی، مینا قاضیانی و تعداد دیگری از هنرمندان مطرح کشورمان ارائه خواهد شد.

نمایشگاهی خیریه‌ای طی هفته گذشته در خانه هنرمندان ایران نیز برپا شده بود که کلیه عواید فروش این آثار نیز برای بیماران ایدزی هزینه خواهد شد.

علاقه‌مندان برای بازدید از این نمایشگاه می‌توانند به نشانی کارگر شمالی، کوچه جعفرزادگان، پلاک 2 مراجعه کنند

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:32  توسط زینت  | 

شکوه ریاضی، اولین زن نقاشی نوین ایران و مخالف ذهنیت نقاشی كمال‌الملكی

شکوه ریاضی، اولین زن نقاشی نوین ایران و  مخالف ذهنیت نقاشی كمال‌الملكی
عكس‌های بجا مانده از وی همه در میان دانشجویان و نقاشانی است كه گرد او را گرفته‌اند و از نظریات استاد خود بهره می‌برند. اخم می‌كرد...
  
تندیس شكوه ریاضی
 
كمتر كسی چون او توانست بر ذهن هنرمندان نوگرای معاصر، از جنبه معلمی، تأثیری اینچنین عمیق بر جا نهد.
او، اولین زنی است كه در نقاشی نوین ایران نقشی چون نقش كمال‌الملك - برای نقاشان سنت‌گرا - را دارا بوده است. همچون كمال‌الملك (محمد غفاری) تمایلا‌ت انسان‌گرایانه و منش‌های بارز اخلا‌قی داشت، و دقیقاً به مخالفت با ذهنیت كمال‌الملكی در هنر، نوع دیگری از نقاشی را در این سرزمین معمول كرد. او و مادام آشوب، در دهه 30، تنها معلمینی بودند كه در آموزش هنر رویكردی غرب‌شناسانه داشتند. در شرایطی كه سفارتخانه‌ها در تهران از پی یك اندیشه اقتصادی- سیاسی پُر از مستشرقین شده بود و همگی پیگیر كوزه‌ها و كاسه‌های تپه ‌مارلیك و شیفته جام حسنلو بودند؛ این دو معلم سر كلا‌س‌های درس از عجیب‌نگاری‌های واسیلی كاندینسكی و كودك‌نگاری‌های پُل كِلِه می‌گفتند. هرچند نقاشی نخستین هنر اروپایی است كه در ایرانِ زمان شاه‌طهماسب صفوی- تقلید شد، اما واقعیت این است ‌كه ذهنیت سنتی و، مهم‌تر از آن، در اختیار بودن نقاشان به دربار و پادشاهان؛ اجازه تكامل طبیعی، از جنبه سیر تكمیلی آن در غرب، را در ایران ممكن نكرد. پادشاهان خوش داشتند صورت خود و جمال‌وكمال كاخ‌ها را در نقاشی به رخ بكشند؛ و در چهره و كمالا‌ت پادشاهی چیزی جز سنت هزارس اله دیده نمی‌شد. اولین تلنگر به ذهن پادشاهان جهت در اختیار گرفتن نقاشان به جای كاتبان از دوره صفویه شروع شد. در همین دوره است كه برای ارتباط گرفتن با كشورهای دیگر، زبان مشترك از كتابت به نقاشی تبدیل می‌شود. پادشاهان غرب تصاویری از خود و كاخ‌های سلطنتی، به رسم هدیه توسط سفیران و مسافران برای پادشاهان ایران می‌فرستند و همین نقاشی‌هاست كه یك نوع شیفتگی جهت تصویرگری در ذهن اینان به وجود آورد. تا دوره رضاشاه نیز، علی‌رغم این ‌كه صنعت عكاسی ذائقه نارسیسیسم حكومتیان را ارضا می‌كرد، نقاشی مختص به دربار بود؛ و درباریان هنوز از همان جواهرات و همان تخت‌وتاج قدیمی استفاده می‌كرده‌اند. كمال‌الملك از مهم‌ترین و، در حقیقت، آخرین فرد از این دسته نقاشان بود كه با ایجاد یك مدرسه نقاشی (تنها مدرسه هنری موجود) با حمایت دولت بر همه نقاشان نسل بعد- كه به اجبار و به واسطه دانش‌آموزی در مدرسه او شاگرد وی تلقی می‌شدند- تأثیر گذاشته بود. در نتیجه، تا پیش از آن‌ كه مادام آشوب و دیگر تحصیل‌كردگان مدرسه بوزار پاریس به ایران دعوت شوند، ذهنیت كمال‌الملكی معمول هنر نقاشی بود. آثار نقاشان جنبش مدرنیسم در جهان، اول بار توسط این دو معلم به دانشجویان ایرانی نشان داده شد.

شكوه ریاضی تمایلی به هنر نداشت. از كودكی در مهم‌ترین تنفس‌گاه هنر مدرن (پاریس) زندگی كرده بود؛ چون استادان قدیم، غیر دسترس نبود. نگاه تفاخرآمیز نمی‌كرد. دستور نمی‌داد. به اجبار یك تابلو را نشان نمی‌كرد تا هنرجویان همه از روی آن كپی كنند. با هنرجو مشورت می‌كرد. از او حرف می‌گرفت. به او حرف می‌داد. این خصوصیات معلمی؛ به اضافه خصوصیات اخلا‌قی‌اش از او تندیسی ساخته بود كه شیفتگی می‌آورد.
كم ‌حرف می‌زد. تنها بود. كسی او را با كسی نمی‌دید، اما همیشه در جمع دیده می‌شد. عكس‌های بجا مانده از وی همه در میان دانشجویان و نقاشانی است كه گرد او را گرفته‌اند و از نظریات استاد خود بهره می‌برند. اخم می‌كرد، اما خنده هم داشت. به شدت مقررات را رعایت می‌كرد، و این میراث پدرش بود. اما مقرراتی نبود. خوش داشت تنها باشد. سر كلا‌س بغض هم داشت. این اواخر كه داشت می‌مرد، می‌دانست. سرطان را به او گفته بودند. یك جا ساكن نبود. كارهای خود را نكرد تا دیگران كه راه را نمی‌دانستند، كارهاشان را به سرانجامی برسانند. جدیدترین حرف‌ها را از دهان او می‌شنیدند. جدیدترین آثار نقاشان را در دستان او می‌دیدند. گویی كه همه جهان را دیده بود و هنر جدید دنیا را می‌خواست به اینجاییان نشان دهد. از كودكی به واسطه شغل پدر در سفر بود.

شكوه ریاضی، در 1300 هجری شمسی، در یكی از مهم‌ترین خانواده‌ها و یكی از بهترین خانه‌های آن ‌دوره تهران چشم به جهان گشود. پدر او سرلشكر میرزا علی‌خان ریاضی بود كه ده سال پیش از تولد شكوه و در 1290 با هزینه دولت به پاریس اعزام شد تا در مدرسه نظامی ورسای (مدرسه مهندسی نظام) آموزش نظامی بیاموزد. در بازگشت از فرانسه، به واسطه دوستی‌اش با سیدضیاء، درجه كلنلی می‌گیرد و رئیس ژاندارمری تهران می‌شود. بعدتر- در هفت‌سالگی شكوه- به سال 1307، كه در دولت قانون اعزام محصل به خارج به تصویب رسید، همراه خانواده به كشور مورد علا‌قه خود می‌رود و سرپرست محصلین ایرانی در فرانسه را بر عهده می‌گیرد1.
شكوه با دو فرهنگ ایرانی و فرانسوی رشد می‌كند. پس از قطع رابطه ایران و فرانسه، او چهارده‌ساله است كه پدرش را از پاریس به تهران احضار و از وی خلع درجه می‌كنند. تلا‌طم‌های زندگی سیاسی پدر در روحیه نوجوان او تأثیر خود را می‌گذارد. مدتی عملا‌ً پدر را بیكار نگه می‌دارند. بعد او را به وزارت فرهنگ منتقل می‌كنند. در همین وزارت‌خانه است كه موزه پارس در شیراز را تأسیس می‌كند. یك سال بعد او را به شیراز می‌فرستند و رئیس فرهنگ فارس می‌شود. در همین سال آرامگاه حافظ را مرمت می‌كند. زندگی در شیراز برای دختر پانزده‌ساله‌ای كه سال‌ها در پاریس درس می‌خواند، دشوار است. پدر بارها از دولت می‌خواهد تا او را به پایتخت منتقل كنند. در هجده‌سالگی شكوه، تیمسار ریاضی با ارتقا به درجه سرتیپی به ارتش بازگشت و رئیس اداره مهندسی در تهران شد. شكوه مدتی درس طب خواند، اما نیمه‌كاره رها كرد و وارد دانشكده هنرهای زیبا شد. علا‌قه او به هنر نوین و تب رفتن به مدرسه بوزار پاریس- كه در این دهه آرزوی پسران و دختران تهرانی است- گریبان او را نیز می‌گیرد. در 1325، كه فارغ‌التحصیل هنرهای زیبا شد، برای تكمیل تحصیلا‌ت به فرانسه می‌رود. یك سال بیشتر از زندگی او در پاریس نمی‌گذرد كه پدرش در فروردین 1326 می‌میرد. شكوه تا 1955 (1333) در بوزار درس می‌خواند و در همین سال با رتبه عالی و یك مدال طلا‌ دانشنامه می‌گیرد و به ایران بازمی‌گردد. دهه 30 در ایران، هنر به طور كلی از ذهنیت اجدادی خود جدا شده بود و اغلب دانشجویانی كه محصل نقاشی بودند، به هنر مدرن غرب رویكرد داشتند. در نتیجه، حتا خانواده‌های اعیان پایتخت، كه كودكان و نوجوانان خود را جهت تحصیل و یادگیری هنر می‌خواستند به جایی بفرستند، دیگر به مدرسه صنایع مستظرفه نمی‌فرستادند، بلكه استادانی می‌یافتند كه تحصیلا‌ت خارجه داشتند و هنر نوین را می‌خواستند از طریق این كسان به فرزندان خود بیاموزانند.
ریاضی، دو سال در هنرستان عالی هنرهای تزئینی به تدریس طراحی- و نقاشی- می‌پردازد و در این دوره شاگردان ممتازی را تربیت می‌كند كه بعدتر از سرآمدان هنر نقاشی نوگرا می‌شوند.

او شیوه آموزش هنر در دانشگاه را دگرگون كرد. لزوماً خود را مقید به درس‌آموزی از دروس پایه نمی‌كرد. اختیار می‌داد تا هنرجو هر طور كه می‌پندارد بر بوم و كاغذ نقش بكشد. بر خلا‌ف استادان دیگر بالا‌ی سر كار، ایراد نمی‌گرفت. ایرادات هنرآموزان را نوعی كار می‌دانست. هنرجو را مجبور به پیروی از یك سنت فكری خاص نمی‌كرد. خوش داشت تا جدا از آموزه‌های خود، هنرجو خلا‌قیت‌هایی بیشتر از آنچه می‌آموزد، نشان دهد. پیوسته بر این بود تا قیدوبندها را برای نقاشی پاره كند. می‌فهمید و می‌دانست و می‌خواست تا هنرجو از حقیقت معمول فرار كند؛ چون خوانده بود و نسل خود را در پاریس دیده بود كه از فرط فرار از حقیقت، به افیون پناه آورده بودند. نسل بعد از جنگ جهانی دست به هر كاری می‌زد تا حقیقت، غیر واقعی گردد. او می‌دانست كه حقیقت مستتر در مینیاتورهای ایرانی با واقعیت انسان امروز در تعارض است. پیوسته می‌گفت كه هنرمند از زمانه خود جلوتر است.

منش‌های رفتاری او موج جدیدی از هنرجو به وجود می‌آورد كه دیگر نه این ‌كه به پشت سر خود محترمانه نمی‌نگریستند، بلكه با نمایش آثاری بدیع و امروزین به نوعی مجادله و مقابله با ذهنیت نقاشی سنتی می‌پرداختند. اندیشه نوخیز او بر كسانی تأثیر گذاشت كه بعدتر آثارشان شروع آوانگاردیسم در هنر این مملكت تلقی شد.

طلیعه كامران
- از آوانگاردهای دهه 40 كه شاگرد وی بوده است - در مصاحبه‌ای می‌گوید، شیوه كلا‌سیك را به سفارش استاد خود- شكوه ریاضی- كنار گذاشته است. به همین علت می‌گوید، “سوژه به آن صورت كه عده‌ای فكر می‌كنند، لا‌اقل از نظر من در نقاشی مطرح نیست، و بیشتر به كمپوزیسیون و هماهنگی رنگ‌ها فكر می‌كنم”، و این از آموزه‌های شكوه ریاضی است. حسین زنده‌رودی- پیشگام دیگری از هنر نوگرایی- یادگیری اصول نقاشی خود را وامدار ریاضی می‌داند.
از او چند طرح، چند تابلو نقاشی و چند مجسمه بر جا مانده است. لا‌زم به یادآوری است كه قسمت اعظم آثار او آزمایشی‌اند؛ یعنی بیشتر برای آموزش به هنرجویان كشیده شده‌اند. در نتیجه، طرح‌های بجا مانده از او با مداد، مداد رنگی، مداد رنگی بومی، مداد زغالی و مداد شمعی اتود زده شده است.
در طرح‌های زغالی نوعی فضاسازی را با ایجاد خطوط نشان می‌دهد. در عین حال، از فن مدادسایی استفاده می‌كند؛ یعنی جدا از خط به نوعی از رنگ و حجم خود خط استفاده ابزاری را مورد نظر دارد.
دو نوع خط در طرح‌های او دیده می‌شود. یك نوع خط درشت كه وجه ستونی (طولی) آنها مد نظر است و بیشتر چارچوب طرح را به وجود می‌آورد. در این نوع خط به ندرت انحنا دیده می‌شود. حتا انحنای فك و حالت چهره (فیس) نیز، مجموع خط‌هایی است كه آن ‌قدر كشیده و روی هم رفته تا فرم چانه را به وجود آورده است. در این نوع طرح‌ها او بیشتر تمایل دارد تا به هنرجو نشان دهد:‌ این خطوط‌ هستند كه اندام را می‌سازند، نه رنگ‌ها و درون‌مایه مُدل. در حقیقت، او بر وجه خط برای طراحی تأكید دارد. به همین علت انواع مختلفی از خط را می‌سازد. در طرح‌های او خط ملیح، خط كتیبه‌ای، خط سایه، خط دورگیر و حتا خط تحریری دیده می‌شود، و این نشان می‌دهد كه او همه چیز را در خط می‌بیند. حتا بعدتر در آثار نقاشی خود نیز نشان می‌دهد كه یك نقاش بیشتر از این ‌كه باید نقاشی كند، باید طراح باشد. در طرح‌های با خط ملیح و نازك‌‌‌كاری؛ از انحناهای ماتیس‌وار استفاده می‌كند. ماتیس نیز با خطوط به رؤیت لخت فیگور به جای هرزه‌نگاری، جانی خداگونه می‌دهد. این تمایل در شكوه ریاضی به نقاشی كه می‌رسد، طبیعتاً شیفته مودیلیانی می‌گردد. خود او بارها در سر كلا‌س‌ها و در آتلیه، برهنه نشسته از مودیلیانی را نشان می‌داد و تأثیر طراحی بر نقاشی را گوشزد می‌كرد. تمام این اثر مشخصه‌هایی خط‌گونه و طراحی‌وار دارد. او از طریق این اثر می‌آموخت كه خط مهم‌تر از رنگ، نقاشی را به جلوه می‌آورد. از پی همین مهم اشاره به نفس‌كشی در بوم داشت؛ یعنی نمی‌گذاشت بوم با رنگ خفه شود و بار رنگ‌ها را بر خطوط استوار می‌كرد. در نتیجه، حتا در آسترزنی‌های تابلوهای نقاشی او با چپ و راست زدن فرچه و قلم‌مو از سطح تابلو، جدا از رنگ، نوعی خط نیز به وجود می‌آورد. در هیچ یك از نقاشی‌های او رنگ پایه، خام ریخته نشده، بلكه با قلم‌مو، خط‌خطی شده است. ریاضی با نشان دادن تصویر مادام سونیا از مودیلیانی اشاره می‌كرد، مهم نیست سرشانه‌ها همانی باشد كه در مدل دیده می‌شود. گردن‌های باریك و دراز و دست‌های كلفت این تابلو را نشان می‌داد و می‌گفت، خارج شدن از نمونه عادی- كوچك‌تر یا بزرگ‌تر كردن آن- از حقیقت مدل، حقیقتی دیگر می‌سازد! در اینجاست كه دیگر حقیقت همانی نیست كه در بیرون از تابلو دیده می‌شود، بلكه حقیقت همانی است كه مودیلیانی در تابلو به وجود آورده است. جالب این ‌كه او به شاگردان تأكید می‌كرد، گرفتار پرسپكتیو نشوند. خوش داشت تا هر چه در پس تابلو می‌بایست باشد، در یك فضای فلوگونه ترسیم شود. او در آثار خود نیز این ذهنیت مودیلیانی را به اجرا درآورد؛‌ چون در آثار مودیلیانی “دراز كردن سروگردن و كوچك كردن چشم و ساده كردن طرح صورت و سادگی رنگ و پرهیز از پرسپكتیو و سایه روشن، نكاتی است كه آثار او را ممتاز می‌كند و صورتی نو می‌بخشد2”. شكوه ریاضی به این خاطر شیفته مودیلیانی بود كه او در درجه اول، پیش از آن‌ كه نقاشی قابل باشد، طراحی بی‌نظیر بود. خود نیز بر این اعتقاد بود كه برای نقاش شدن باید طراح بود. در هیچ كدام از پرتره‌های بجا مانده از وی چشم همانی نیست كه در بیرون تصور می‌شود. در معروف‌ترین پرتره كشیده شده به دست او، ظاهراً پس از به اتمام رساندن كار، با فشار قلم‌مو یكی از چشم‌ها را پخش و پُر كرده است. آنچنان كه در لحظه دیدن، یك چشم خط سیاه و باریكی است كه چشم را تداعی می‌كند و چشم دیگر همان خط سیاه و باریك به صورت فرچه‌ای با قلم‌مو پخش شده است. در تابلوی دیگری از او گوش یك لكه سیاه است كه به فیگور اضافه شده و دقیقاً و به عمد نشان داده كه پس از كشیدن فیگور با چند خط، گوش درست شده ا ست. شكوه ریاضی در اغلب كارهای خود تعمد داشت تا ظریف‌كاری از بین برود. علا‌قه داشت تا با خطوط پیگیر و بی‌واسطه عقل، اثری به وجود بیاید كه لزوماً عقلا‌نی نباشد. او برای ساختن پس‌زمینه تابلو به شدت قلم‌مو را فشار می‌‌داده و از چپ به راست و از بالا‌ به پایین‌و برعكس- رنگ را به تابلو می‌چسبانیده است. حتا به عنصر رنگ نیز در كار، بی‌اعتقاد بود. پیوسته به شوق می‌گفت كه رنگ در كار مودیلیانی در خدمت خط است و این بدین معنی است كه او از رنگ برای گویا كردن خطوط افقی و عمودی و گاهی منحنی استفاده می‌كرده است. حسین زنده‌رودی، كه شاگرد شكوه ریاضی در هنرستان هنرهای زیبای پسران بوده است، ‌به خاطر می‌آورد: “خانم شكوه ریاضی آثار مودیلیانی را می‌ستود و هر گاه هنرجویان فیگورهایی با گردن‌های افراشته می‌ساختند، به آنان نمره‌های بهتری می‌داد3.”

در طرح مركب‌هایی كه از او بجا مانده لكه‌های ابری با خط‌های مركبی نوعی سكون و سكوت را تداعی می‌كند. او مركب را نیز جهت استفاده از خطوطش به كار می‌برده است. چند نقاشی از او نیز روی تخته‌های فیبری دیده می‌شود كه به مرور زمان پوسته انداختن رنگ بر فیبر فضای تازه‌ای در پس‌زمینه فیگور به وجود آورده است. او در تلا‌ش بوده تا همچون مودیلیانی، كه خط را به موسیقی نزدیك كرده است، نقاشی را به شعر پیوند دهد. در آثار بجا مانده از او یك نوع بی‌بندوباری و بی‌قیدی شاعرانه به وضوح دیده می‌شود. شاعران زمانه او، علی‌رغم تعهد در اركان عروضی و اخلا‌قیات كهن‌الگویی، فضاهایی از زندگی بیرون را در شعر می‌ساختند- كه هر چند نوعی رمانتیسیم عوامانه را تبلیغ یا توجیه می‌كرد- اما آن تصاویر همانی نبود كه در زندگی روزمره دیده می‌شد. در نتیجه، شاعر، نقش پیام‌آوری را بازی می‌كرد كه هر آنچه نسل فریب‌خورده و توسری‌خورده بعد از جنگ جهانی نداشت، به او نشان می‌داد. در حقیقت، در خیال، به او می‌داد.

شكوه ریاضی، مهم‌ترین معلم نقاشی مدرن و یكی از مثبت‌ترین مخالفان ذهنیت نقاشی كمال‌الملكی در این مملكت، خون دل خورد تا ذهنیتی تازه اما سالم را بیاموزاند. همه وقت خود را در آتلیه و در سر كلا‌س درس دانشكده محدود كرد. همچون پدر خود، كه می‌خواست برای ایران و ایرانی قدمی پیش ببرد، سرخورده، قدم واپس كشید. ناشاد زندگی كرد. همچون دیگر هنرمندان هم‌عصر خود در جهان، كمتر به زنده بودن درك شد. هیچ گاه سیلی و قندره‌ای كه رضاشاه به صورت و پشت پدرش زد، فراموش نكرد.4 دانست كه در اینجا یك ذهنیت ایلیاتی و اخلا‌ق ددمنشانه بیمارگونه، همه چیز را از مغز تهی كرده است. خواست تا مغز را نشان دهد. هر یك از شاگردانی را كه دوست می‌داشت و استعدادی در آنها می‌دید، توصیه می‌كرد تا در شرایط زاییده از اختناق نمانند. توصیه می‌كرد برای تحصیل هنر به پاریس بروند و در اینجا خام،‌ تلف نشوند. اما خود در پایان دهه چهارم زندگی‌اش، دوشنبه 18 تیر 1341، به درد و بیماری سرطان به چشم خود دید كه در این مملكت، چون پدر و اجداد خود، كه همه از ریاضی‌دانان به نام بودند، چه طور تلف شد.
از او جز چند طرح، چند اتود، چند نقاشی، یكی دو مجسمه آموزشی و یك نام نیك در هنر ایران، هیچ دیگر نماند.

پی‌نوشت:
1- در خرداد 1307 هجری شمسی قانون اعزام محصل به خارج به تصویب رسید. به موجب این قانون، دولت همه ساله یك‌صد نفر محصل را، به هزینه خود، برای انجام تحصیلا‌ت عالیه به اروپا اعزام می‌نمود. در همین سال سیدمحمدعلی جمالزاده- از پیشگامان داستان‌نویسی جدید در ایران- سرپرست محصلین ایرانی در آلمان بوده است. در هر كشوری كه محصلین اعزام می‌شدند، یك نفر سرپرست به همراه آنها فرستاده می‌شد.
2- نقاشی نوین، تألیف احسان یارشاطر، جلد دوم، چاپ اول 1345، صص 133 و 134.
3- به نقل از: پیشگامان هنر نوگرای ایران (حسین زنده‌رودی)، به كوشش پاكباز و امدادیان، نشر ماه‌ریز، چاپ اول 1380، ص 27.
4- پدر شكوه ریاضی در شهریور 1320، در شورای عالی نظام، طرح مرخصی سربازان و استخدام سرباز پیمانی را تهیه و به تصویب و اجرا رسانید. سرتیپ ریاضی و یكی دو تن دیگر، كه مدافع جدی این طرح بودند، در حضور گروه كثیری از درباریان مورد ضرب‌وشتم شدید رضا شاه قرار گرفتند. در همین جلسه، به دست رضاشاه، از او خلع درجه می‌شود و در ملا‌› عام، شاه به او توهین می‌كند و به زندانش می‌فرستد. هرچند پس از استعفای رضاشاه، از او اعاده حیثیت شد و القاب و عناوین مهمی یافت، اما آن ضرب‌وشتم هیچ گاه از ذهن او، خانواده‌اش و ملت ایران زدوده نشد.
- عكس‌ آثار: سعید بهروزی، از كتاب پیشگامان نقاشی معاصر ایران، نشر هنر ایران.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:25  توسط زینت  | 

موج نقاشیخط ایرانی در خاورمیانه

موج نقاشیخط ایرانی در خاورمیانه
هنر > نمایشگاه  - همشهری آنلاین:
نمایشگاه خط نگاره‌ها، بازخوانی خط و عناصر نوشتاری در هنر نوگرای ایران با حمایت معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و موسسه تصویر شهر در گالری پردیس ملت آغاز به کار کرد.

به گزارش همشهری آنلاین، مراسم افتتاح این رویداد با حضور پررنگ چهره های شاخص جامعه هنری نظیر دکتر احمد مسجد جامعی، آیدین آغداشلو، نصرالله افجه‌ای، علی شیرازی، یدالله کابلی، ناصر پلنگی، محمود جوادی‌پور، دکتر الهی قمشه ای، صداقت جباری، صادق تبریزی، مهندس مرتضی کاظمی، محمدرضا تابش و رامبد جوان برگزار شد.

در آغاز مراسم با نصیری مدیر پردیس ملت در سخنان کوتاهی ضمن تشکر از سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و موسسه تصویر شهر و خیر مقدم به هنرمندان و علاقمندان هنر گفت: من همیشه فکر می کردم سینما و تئاتر برای هنرمند و انتقال مفاهیم بهترین وسیله است، اما در نمایشگاه حاضر خط نگاره‌ها، بازخوانی خط و عناصر نوشتاری در هنر نوگرای ایران و قبل از آن نمایشگاه جوانان پیشرو 1و 2 متوجه آن شدم که من در این زمینه اشتباه می کردم.

امیدوارم این نمایشگاه‌ها بتواند هنرمندان ایرانی را که جای بین‌المللی شدن را دارند به این سمت سوق دهد.

در ادامه یدالله کابلی دومین سخنران این مراسم و چهره ماندگار خوشنویسی گفت: از گذشته متولی معرفی رخدادهای فرهنگی هنری در کشور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده اما بدلیل آنکه موضوع هنر بعنوان یک مقوله ای است که بدون حد و مرز جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی در هر گوشه عالم گرامی داشته می‌شود و مقبول می‌افتد امروز در کشور ما شهرداری تهران متولی این حرکت ارزشمند و بالنده است و خوشحال هستیم از اینکه تحت عنوان بحث نقاشی خط رویدادی تازه در جریان است.

او در ادامه اضافه کرد: من حدود 46 سال است که در عرصه خوشنویسی فعالیت می‌کنم و بعنوان معلمی خدمتگزار در مجموعه کانون خوشنویسان ایران همکاری دارم و می‌توانم از گذشته خوشنویسی ایران شهادت دهم.

ما می‌دانیم که هنر به عنوان یک ودیعه و یک رخداد است که شامل بالنده ترین نشانه‌های تعالی و بلندای اندیشه در جامعه و نظام بشری است.

سرزمین ما ایران با تاریخ بسیار گرانقدرش نقش عمده ای در تحولات فرهنگی و هنری جهان داشته و ایران و ایرانی قسمتی از کتاب بزرگ فرهنگستان جهان را به خود اختصاص داده است.

جمعیت کنونی در جامعه ما نیز میراث دار چنین تاریخ بلند آوازه و پر افتخار ایران هستند بخصوص در تاریخ خوشنویسی که امروز در بحث گرایش های نوین و کاربردی هنر خوشنویسی بعنوان یک هنر معنوی و مفهومی نقش بسیار ارزشمندی را در حفظ مواریث ادبی، اخلاقی، اجتماعی و حتی سیاسی نیز ایفا می‌کند بنابراین این هنر جا دارد در دوران معاصر از اعتبار و رونق زیادی برخوردار باشد همچنان که انجمن خوشنویسان ایران جمعیت کثیری بالغ بر 36 هزار نفر را در بردارد و امروزه شاهد استعداد هایی هستیم که بعنوان استادان جوان، هنر خوشنویسی سنتی ما را با توجه به تمام استانداردها و پیشینه هزار ساله حفظ کرده اند.

بنابراین این نگرش و گرایش که از گذشته توسط تنی چند از بزرگان این عرصه و گستره تاریخی اتفاق افتاد را بیاد می‌آوریم در این بین می‌توانیم یادی از شادروان رضا مافی که به عنوان پرچم دار این هنر است کنیم او در عین حال که چلیپا‌های میرعماد را در سایه سار کوشش خود اجرا می‌کرد در برابر سیاه مشق های که با ذوق، نبوغ و خلاقیت خود نقش ارزنده ای را در رابطه با موضوع ارزش هایی که در دنیای انتزاعی و در سیاه مشق نویسی بود ادا می‌کرد.

او به نقاشیخط نیز روآورد و به نوعی مجموعه تلاش های این بزرگ مرد کنار فرامرز پیل آرام که چهره بسیار ارزشمندی و بزرگی در آن روزگاران بود ومحمد احصایی و نصرالله افجه ای توانستند هنر خوشنویسی را از مرزها گذر دهند بنابراین نسل معاصر از خستگی ها و دشواری هایی که در رویارویی با موضوع خوشنویسی دارند و فریبندگی رنگ ها که آن ها را بسمت خود می کشد باید بدانند همه کسانی که به نوعی امروز در کسوت نقاشیخط جزء چهره های نام دار هستند کسانی هستند که مسیر متعالی خوشنویسی را طی کرده اند و در نگاه به شیوه های کاربردی، جلوه های امروزی و گرایشات نوین به نقاشی خط رو آوردند.

یکی از مطالبی که مسئولین کشور باید بدانند این است که اگر نقاشی خط از مرزهای ما عبور کرده بدلیل استقبالی است که کشورهای مختلف از آن داشته اند و این در واقع استقبالی به حساب می‌آید که در کنار آن به مسائل مالی هنر بسیار بها می‌دهند.

ما وقتی نگاه می‌کنیم می بینیم بزرگرین همایش ها و حراج ها در کشورهایی انجام می‌شود که به اندازه یک سکه 50 ساله نیز قدمت ندارند تحملش برایمان بسیار سخت است.

سرزمین ایران پایگاه هنر خوشنویسی و مظهر تاریخ این هنر می‌باشد و جا دارد که این رویدادها در کشور ما صورت پذیرد چرا که امروز تمام دستاوردهای نسل معاصر بخصوص در عرصه نقاشی خط به دیوارها و کمپانی های بزرگ در کشورهای دیگر می‌رود و بسیار خوب است اگر مسئولین کشور بدانند اگر قرار است نمونه هایی از هنر این روزگاران باقی بماند باید این جشنواره ها و رخداد ها در کشور برقرار باشد.

در ادامه ناصر پلنگی نقاش صاحب سبک و سومین سخنران این مراسم ضمن اشاره به موج همه گیری که در رابطه با نقاشیخط در ایران معاصر آغاز شده گفت: امروز شاهد آن هستیم که دامنه موج نقاشی خط تمام خاورمیانه را در برگرفته است.

این اولین نکته ای است که شاید جای تحقیق و بررسی داشته باشد. آغاز گران این حرکت در عرصه گرافیک استاد جوادی پور و شاگردان او از جمله استاد ممیز است و در عرصه نقاشی می‌توان از منصوره حسینی یاد کرد و بعد ازآن تداوم آن را می‌توان در نسل بعدی که استاد کابلی است دید.

بهرحال موج جریان نقاشیخط آغاز شده و ایران و خاورمیانه را در بر گرفته است.

اکنون پدیده هنرخاورمیانه با بخشی از هویت هنر ایران رقم می‌خورد و این افتخاری برای هنرمندان ما محسوب می شود.

ظهور نقاشی خط در عرصه های مختلف از جمله فشن دیزاین، جواهرات و حتی طراحی های صنعتی پدیده ای است که پیامد حرکت نقاشی خط ایران بوده است اما جای ظهور خط و پدیده نقاشی خط در معماری معاصر و گرافیک شهری خالی است.

در این بین باید از حرکتی که شهرداری برای برگزاری این نمایشگاه کرده تشکر کنم زیرا این گونه حمایت ها از جریان های جدی در هنر معاصر ایران جای قدردانی دارد.

در آخر دکتر ایازی معاون اجتماعی فرهنگی شهرداری تهران در این مراسم گفت: ما در عرصه کالبد شهر باید بتوانیم از آثار هنرمندان بزرگوارمن بهره مند شویم، این مسئله ای است که به نوعی دغدغه اعضای شورای اسلامی شهر تهران و دکتر احمد مسجد جامعی و همکارانشان است که علاقه به انجام این کار دارند.

ما جشنواره ای در سال 90 با عنوان شمسه در 8 رشته فرهنگی هنری که شامل قرآن، نهج البلاغه، فیلم، سرود، موسیقی، شعر و ادبیات، نقاشی و تندیس و نمایش و تئاتر می‌شد برپا کردیم و هفته گذشته نیز اختتامیه جشنواره کوثر را برگزار کردیم بعد از آن تصمیم گرفتیم از سال 91 خوشنویسی را به این مجموعه 8 رشته اضافه کنیم و در سطح 374 سرای محله ما در طول سال جشنواره خوشنویسی برگزار کنیم و زمینه ای ایجاد شود تا جوانان دراین کارگاه های آموزشی حضور یابند.

وی ضمن تقدیر از اساتید و نخبگان نقاشیخط و خوشنویسی ایران جهت ارائه آثارشان در نمایشگاه خط نگاره ها، بازخوانی خط و عناصر نوشتاری در هنر نوگرای ایران در گالری پردیس ملت ابراز امیدواری نمود این گونه رویدادهای زیر بنایی که می‌تواند به بسط و گسترش مفاهیم هنری ایرانی اسلامی کمک نماید گسترش یابد.

نمایشگاه خط نگاره ها، بازخوانی خط و عناصر نوشتاری در هنر نوگرای ایران با رائه آثاری از 30 هنرمند نقاشی خط ایران از سه نسل در گالری پردیس ملت برپا شده است.

اسامی هنرمندان عبارت از محمد احصایی، نصرالله افجه ای،فریدون امیدی، ابراهیم الفت،قربانعلی اجلی ،جواد بختیاری،فرامرز پیل آرام ، صادق تبریزی،امیر صادق تهرانی ،صداقت جباری،منصوره حسینی ، بهرام حنفی،پروین حیدری نسب ،هادی روشن ضمیر،حمید رحیمی نژاد، جلیل رسولی،حسین زنده رودی،علیرضا سعادتمند،علی شیرازی، عین الدین صادق زاده،مهدی فلاح،گلناز فتحی،علیرضا کرمی ،اسدالله کیانی،یدالله کابلی ،حسین کاشیان،احمد محمد پور،رضا مافی،عنایت الله نظری نوری،کیارش یعقوبی است.

نمایشگاه خط نگاره ها، بازخوانی خط و عناصر نوشتاری در هنر نوگرای ایران تا 25 بهمن ماه در گالری پردیس ملت دایر است

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:21  توسط زینت  | 

نمایشگاه آثار هنرمندان جوان ایران در گالری AB سوئیس برپا می‌شود

نمایشگاه آثار هنرمندان جوان ایران در گالری AB سوئیس برپا می‌شود
هنر > نمایشگاه  - همشهری آنلاین:
گالری AB سوئیس همزمان دو نمایشگاه از آثار دو هنرمند جوان سمیرا علیخانزاده و سمیرا هدایی و نمایشگاه دیگری باعنوان "به سادگی کلمات" با آثاری از فریده لاشایی و سه هنرمند از کشورهای سوئیس، عربستان و کشور پاکستان را برپا می‌کند.

به گزارش ایلنا، این دو نمایشگاه روز 5 فوریه (16 بهمن) آغاز به کار می‌کنند و آثار در سالن لوسرن گالری AB به نمایش گذاشته می‌شوند.

در نمایشگاهی که از فریده لاشایی (ایران)، کلوریا مایر (سوئیس)، سیمین فرهت (پاکستان) و منال الدوایان (عربستان) باعنوان "به سادگی کلمات" در همین تاریخ افتتاح می‌شود، هر یک از این هنرمندان به کلمه به عنوان پدیده‌ای که برای همه قابل فهم باشد، اینکه چگونه فراتر از مرزهای فرهنگی برود و جایگاه آن در دنیای دیجیتال و جهانی شده، کجاست؟ نگاه کرده‌اند و آثارشان را آفریده‌اند.

این نمایشگاه تا تاریخ 20 اسفند امسال در گالری AB برپاست و قرار است آثار فریده لاشایی یکی از معروفترین زنان هنرمند ایران روی دیوارهای سالن لوسرن این گالری برود.

همچنین در نمایشگاهی که از دو هنرمند جوان ایرانی به نام‌های سمیرا علیخانزاده و سمیرا هدایی برپا می‌شود، تا تاریخ 30 اسفند جدیدترین آثار این هنرمندان به نمایش گذاشته می‌شود.

سمیرا علیخانزاده که از هنرمندان جوان و بااستعداد ایرانی است، آثار نمایشگاه خود را از گالری اثر به این گالری آورده است.

وی درباره این نوع آثار خود می‌گوید: آلبوم‌های قدیمی عکس‌های خانوادگی همیشه تخیلم را برمی‌انگیزند.

مدت‌ها است با این عکس ها(چهره‌ها) مشغولم. بعضی‌هایشان را می‌شناسم، بیشترشان را نه. اما با چشم‌ها و نگاه‌های همه‌شان گفتگو می‌کنم، به زبان دیدار و تصویر، با بازی دیدن و ندیدن، دیده شدن و دیده نشدن، مثل بودن و نبودن.

وی که در آثارش زنان ازنظر اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرند، درباره استفاده از آینه در کارهایش می‌گوید: آینه‌ها کمک کردند تا من و آن‌ها به دنیای یکدیگر وارد شویم. دید و بازدیدی از پس سالیان با آنان و با خود.

با آینه‌های برجسته اما گم می‌شوم دربرابرشان می‌ایستم و خودم را نمی‌یابم. مثل حضور در تالارهای آینه‌کاری شده قدیمی و گم شدن لابلای هزاران بازتاب تصاویر. هربار فکر می‌کنم این آخرین سفرم با آینه‌ها و چهره‌هاست.

اما همچنان از دیدن عکس‌های خانوادگی آلبوم‌های قدیمی و خیره شدن در آینه‌ها لذت می‌برم. رو به روی یکدیگر می‌ایستیم و در سکوت با هم گفتگو می‌کنیم.

سمیرا هدایی نیز از هنرمندان جوان کشورمان در کنار آثار سمیراعلیخانزاده، آثارش را به نمایش گذاشته، در این آثار بیشتر تزئینات قاجار با استفاده ازچهره زنان دوره قاجار به صورت آوانگارد به تصویر کشیده است.

این دو هنرمند زنان جامعه را از نظر تاریخی و معاصر مورد بررسی قرار داده‌اند.

گالری AB که در کشور سوئیس واقع شده، بیشتر آثار هنرمندان ایرانی ازجمله آثار صادق تیرافکن را به نمایش گذاشته است.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 19:16  توسط زینت  | 

شرح حال زندگی یک خنرمند

داستان زندگی یک هنرمند خاکی: خاطرات  هرمزگان

 

سال 1364 ساحل بندر عباس- کوله بار، کیسه خواب، تخته طراحی و هدیه ای (شتر سفالین) از بازار میناب

 

***

نوشتار زیر را از پایان نامه سرکار خانم سمیه ایمانی استخراج شده است. پایان نامه شامل کل زندگینامه من میباشد که آرزو دارم روزی آن را منتشر نمایم.  بنا بر ضرورتی که پیش آمد بخش هرمزگان را استخراج و زودتر از سایر قسمتها منتشر مینمایم.

ضرورت آن ناشی از این نکته بود که تعدادی از هنرمندان جوان ساکن هرمزگان فکر میکنند که من غریبه پایتخت نشین هستم و از بهر تفرج به هرمز گان می آیم و اینکه آنها مستقل فکر میکنند.  از زمانیکه خودم را شناختم هیچوقت در هرمزگان احساس یک غریبه را نداشتم.  من فکر نمیکنم هنر مستقل پدید بیاید. در زندگی هنریم پیشینه قومی و فرهنگی، آموزشهایی که دیدم و داده ام، سفرهایی که داشته ام، مردمی که ملاقات کردم و گفتگو هایم و نوشته هایم نه تنها در شکل گیری هنرم بلکه در چگونگی شخصیتم نقش داشته است. 

***

طبیعت و فرهنگ هرمزگان را همواره دوست داشته ام.  از سالهای اول دانشجویی (سالهای 1362) من همه ساله بهمن ماه به هرمزگان سفر میکردم و گاهی تا چند هفته در آنجا میماندم. حاصل آن چند هزار طراحی، عکس و خاطرات شیرین بوده است.

 

 

احمد نادعلیان سال 1362

 

نقاشی من در سال 1363

 

پدر زار قشم در سال 1364

 

دختر خانمی که سوزن دوزی میکرد - هرمزگان سال 1364

 

صبحانه و شام: خرمای بم، عسل و نان

 

صیاد در ساحل بندر عباس

 

 

نقاشی آبرنگ سال 1365

 

جزیره قشم سال 1365

در سالهای 62 تا 67  اغلب تنها به هرمزگان سفر میکردم و در محیط طبیعی میخوابیدم. به صورت مستمر طراحی، نقاشی و عکاسی میکردم.

 

نقاشی با گچ رنگی سال 1365

 

یکی از طراحی هایم در سال 1365 یک صیاد در حال تعمیر تور ماهیگیری نام این فرد موسی جعفری است. چند سال قبل با او ملاقات داشتم. حالا پیرمرد شده است.

 

سال 1367 من درسم در دانشگاه تمام شد. آن زمان برای مدت دو سال در دانشکده هنرهای زیبا تدریس کردم.  خانمها فرح امینی و لاله فلاحتی در این دو سال دانشجوی من بودند. البته من یک مدرس جوان دانشکده بودم. من از بیست سالگی کلاسهای پیش دانشگاهی و از 24 سالگی تدریس در دانشگاه را شروع کردم.  در طول این دو سال من چند بار به همراه دانشجویانم به سواحل جنوب سفر کردیم.

 

در مسیر بندر عباس در کنار آقای کاظمی از دانشجویانم

عکس از دانشجویان دیگر بوده است

 

 

در کنار بازار قدیم ماهگیرها در حال طراحی بودم این عکس را دانشجویان گرفتند.

 

من از بیست سالگی در کلاسهای پیش دانشگاهی تدریس میکردم. در سال  1366  زمانیکه دانشجوی سال چهارم بودم تدریس در دانشگاه را آغاز کردم.  اما  به صورت رسمی درس طراحی دانشجویان ورودی 1367 به من سپرده شده بود. با دانشجویانم تفاوت سنی نداشتیم. با اغلبشان دوست بودم و هستم. با هم سفر میرفتیم. در این سفر خانم لاله فلاحتی با ما بود. در سمت چپم آقای کاضمی که هفت سال از من بزرگتر بود. در سمت راستم خواهرم لیلا دیده میشود. خانمها فرانک زحلی، هاله لادن، مریم حاتمی، زهرا چاره دار، ندا اغماضی، مرضیه خانباشی، ترانه بیگدلی، مرضیه و خانمی بنام مهری که اصفهانی بودند را به یاد می آورم.

 

طراحی از یک آهنگر که یک چشمش نابینا بود- ساحل بندر عباس- این طراحی را به عنوان نمونه برای دانشجویانم کشیدم تا روند کار را ببینند.

 

عکس از دانشجویانم در اطاق یک عروس در مسیر بندرعباس  به بندر بوشهر

 

گاهی اوغات نیز در همین ایام تنها سفر کردم. در یکی از سفرهایم سخت بیمار شدم و به خانه خانم امینی پناه بردم. من نوعی بیماری آبله مرغان ( بیماری زونا) که معمولا همه در کودکی میگیرند گرفته بودم.   تمام تنم تاول زده بود و زخم شده بود.  خانواده خانم امینی زحمت بسیاری را کشیدند. برای همیشه از ایشان ممنون هستم.

از سال 1369 من به مدت هفت سال ایران نبودم. اما پس از باز گشت به ایران ارتباط من با هرمز گان قطع نشد.  پس از بازگشت به ایران من تابستانها بیشتر در پلور زندگی می کنم. سواحل جنوب همیشه برای من گزینه ای مناسب برای کار در زمان زمستان بود.  پس از بازگشت زمانیکه به هرمزگان سفر کردم نه در بندر عباس و نه در قشم آن محیطی که میشناختم وجود نداشت. بازار سنتی ماهی فروشهای بندر عباس خراب و بازاری جدید در قشم ساخته شده بود.

 

طراحی پسرم بهزاد بر روی ماسه ها

 

حجاری من در سال 1382 در مقابل قلعه پرتقالی های جزیره قشم

 

حجاری پسرم بهزاد در جزیره قشم

 

 

چیدمان و اجرای همسرم و بهزاد

 

 

اما از سال 1385 سفر های من به هرمزگان بیشتر شد. سالانه دو یا سه سفر. 

نقطه شروع آن دعوت سرکار خانم امینی به عنوان رئیس انجمن هنرهای تجسمی هرمزگان بود که با من تماس گرفتند و از من خواستند که برای برگزاری یک کارگاه در زمینه مجسمه های شنی و صخره ای به بندر عباس بروم. همانطور که اشاره داشتم خانم امینی سالها قبل (سال 1367) در دانشگاه تهران دانشجوی من بودند.  گمان من این بود که با توجه به برگزاری جشنواره مجسمه های شنی در شمال کشور آنها تمایل داشتند که چنین حرکتی در جنوب نیز شکل بگیرد. تفاوت در این بود که آنها دوست داشتند که مجسمه های صخره ای نیز داشته باشند.  من از این پیشنهاد خانم امینی برای سفر به هرمزگان استقبال کردم. اما با توجه به تجربه من در زمینه هنر محیطی پیشنهاد دادم که کارگاه با عنوان محیطی برگزار شود. ایشان استقبال کردند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از این حرکت حمایت کرد.

 

 

نیت اولیه برگزاری کارگاه مجسمه های شنی و صخره ای بود
به پیشنهاد من هنر محیطی اضافه شد و در سایت آن را جشنواره نامیدم

 

در فرودگاه خانم امینی و دوستانی از انجمن هنرهای تجسمی به استقبال من آمدند.  پس از حضور در بندر عباس پیشنهاد دیگرم این بود که ما به این کارگاه عنوان جشنواره بدهیم و اینکه نام خلیج فارس را پیشنهاد دادم که بچه های انجمن هنرهای تجسمی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از این پیشنهاد استقبال کردند. در این صورت رسمیت بیشتری  داشت و من بواسطه دوستانم قادر بودم از نظر خبری روی آن کار کنم. 

در اولین روز جشنواره در بندر عباس هنر محیطی را تعریف کردم و نمونه هایی از هنرمندان مختلف جهان نشان دادم. در جشنواره  پیشنهادی من محدودیتی وجود نداشت که با چه نوع مصالحی کار کنیم.  آنها مجاز بودند با هر ماده ای در محیط کار انجام دهند.  علاوه بر کار با ماسه و صدف دریایی در ساحل سورو بندر عباس پیشنهاد شد که با زباله ها و یا هر ماده دیگری مثل شیشه خورده نیز کار کنند. 

در ساحل سورو همچنین کارهایی را با زباله ها انجام دادیم تحت عنوان (انسانها آشغال می سازد و ما با آشغالها انسان می سازیم)

در شروع کار آنها نه تنها از هنر محیطی هیچ چیز نمیدانستند. بلکه قادر نبودند که چگونه از آن عکاسی کنند. 

 

 

این دو عکس از یک اثر واحد گرفته شده اند. اما در عکس بالا که خود بچه های بندر گرفتند چیزی دیده نمیشود. 

 

 

در دومین روز جشنواره به جزیره هرمز رفتیم.  بچه های بندر خیلی دوست داشتند که از من حجاری یاد بگیرند. آنها قلم و چکش نیز تهیه کرده بودند. البته قلم آنها خیلی زمخت و بزرگ بودند.   آنها صحبت از دیوراه هایی میکردند که در نزدیکی محیط زیست واقع شده است.  دیواره های خاکستری سبز جنوب شرقی جزیره خیلی نرم بودند و نیازی به چکش نداشت.  محیط زیست در آن وقت به ما اجازه رفتن به آن محل را نداد و دلیل آن را تخم گذاری لاک پشتها اعلام کردند.  آنها محلی به نام سنگ مرغی یا سنگ مرغان را پیشنهاد دادند.

البته من از وضعیتی که پیش آمده بود ناراحت نبودم.  اصولا در روند آموزش هنر جدید و محیطی من هیچگاه فنون کاری شخصی خود را آموزش نمیدهم. به عبارت دیگر من دوست داشتم بستری متفاوت را به عنوان هنر محیطی پیشنهاد دهم که برای خودم و آنها تجربه جدیدی باشد. دلیل اینکه بستر متفاوتی را پیشنهاد میدهم این بوده که به صورت جمعی کار کنیم و این میتواند بهانه ای باشد که افراد شرکت کننده در آن تجربه کسب نمایند و اساسا این امید وجود دارد که در آینده بتوانند رسانه و مسیر خود را پیدا نمایند. و این امید وجود دارد که شکل استحاله یافته آن تجربه در قالب یا بستری متفاوت از مبدا آن شخصی شود.

در مسیر ساحل سنگ مرغان معدن خاک سرخ را دیدم و داستان آن را  از بچه های بندر شنیدم و برای تمام روز به آن فکر میکردم.

در محل سنگل معدل پبشنهاد دادم که با سنگ نام Persian Gulf ( خلیج فارس) را اجرا کنیم که بازتاب مطبوعاتی خوبی داشت.  خانم امینی در کنار آن عروس دریایی و چیزهای دیگر را با سنگ درست کردند. تعدادی از هنرمندان بومی نیز به صورت انفرادی با ماسه یا سنگ چیدمان محیطی انجام دادند. کار جوانی بنام ایمان کیخاه جالب توجه بود.   خیلی زود مجسمه های شنی و صخره ای فراموش شدند.

شب برای بحث و گفتگو به قلعه پرتقالی ها رفتیم. آنجا نیز انبار خاک قرمز را دیدم و داستان غم انگیز صادرات آن را شنیدم.  اولین شبی که آنجا بودیم با استفاده از خاک قرمز بر روی چهره بچه ها و دستها نقاشی کشیدم.   شاخص ترین خاک جزیره خاک قرمز آن است. 

 

اولین نقاشی خاک من با خاک هرمز بر روی چهره بچه های بندر

 

از این جهت بدون نگرانی بر روی چهره ها نقاشی کردم که این خاک خوراکی است. بنابراین نمیتوانست آسیبی به پوست بچه ها بزند.  خاک سرخ جزیره هرمز ارزش خوراکی دارد. مردم بومی آن منطقه این خاک را با ساردین و نارنج ماده خوراکی به نام سوراق درست می کنند و این محلول با ترکیب نان مصرف میشود. 

جزیره هرمز جزیره رنگینی است. بچه های جنوب میگفتند. وقتیکه خداوند ایران را نقاشی کرد رنگهای اضافه را در هرمز رها کرد. توصیف قشنگی بود.  در روز بعد به هنرمندان جوان پیشنهاد دادم که با استفاده از خاکهای رنگی جزیره بر روی بستر ساحل نقاشی کنند. برای این کار لازم بود نمونه های مختلف خاک را از گوشه و کنار جزیره جمع آوری نمائیم.

 

 

بعضی از رنگها را لازم بود که خرد کنیم.  حالا این روند تبدیل به یک سنت شده است. در ابتدا انگیزه اصلی من اعتراض به صدور بی رویه این خاک بود که در اختیار بیگانه قرار میگیرد.

 

عکسی مربوط به سال 1385

 

به استناد روزنامه ایران سه شنبه 16 فروردین 1384 – آقای حاج مهدی خزعلی فقط در طول 1 سال (1384)  چهار هزار و یکصد و 76 تن و 510 کیلوگرم را از این منطقه صادر کرده است در حالی که از جمعیت در 7 هزار نفری جزیره 1500 نفر تحت کمیته امداد هستند. یعنی خاکیکه می توانست به نوعی در این منطقه باعث اشتغال شود به راحتی صادر می شود و این در حالی است که کامینوهای حمل این خاک درست از وسط شهر رد می شود و خاکی که از این کامیونها بلند می شود و در سطح شهر پراکنده می شده و حتی غبار کامیونها در حدی بوده است که درختهای این جزیره قرمز شده بودند. اگر چه این خاک ارزش خوراکی دارد اما پراکندگی بیش از حد آن در سطح شهر امراض و بیماریهای را برای مردم این منطقه در برداشته است.  به دلیل اعتراض مردم و مسائل زیست محیطی حدود چند سال است که صدور آن متوقف شده است. آرزو دارم که هیچوقت صادر نشود.    

کار با خاکهای رنگی و در محیط جزیره سه روز ادامه پیدا کرد.  آخرین روز کارگاه و یا جشنواره به پیشنهاد بچه های بندر به جزیره کوچک شیخ اندر آبی رفتیم. مساحت آن جزیره حدود  400 متر بود.  یک بقعه کوچک به صورت نظرگاه در آنجا وجود داشت.

در آنجا نقاشی روی صورتها ادامه پیدا کرد.  آدم و حوایی را در آنجا کار کردم و چون سیب نداشتیم از لیمو استفاده کردیم .

یک روز هم مجددا در ساحل سورو از خزه های بندر استفاده به عنوان قلم برای رنگ گذاری استفاده کردیم. نتیجه آن جالب بود . در سایتم نوشته بودیم که ما تنها هنرمندان زمین هستیم که  زمین هم هنر ماست و هم غذای ما. در روز آخر آقایان سایبانی ، کارگران، بانوج و کیخاه به فرودگاه آمدند و تا ساعتها در فرودگاه گفتگو کردیم. پرواز تاخیر داشت.

 

متن و تصاویر بیشتر

 

یک ماه بعد به اتفاق حدود بیست نفر از دانشجویان هنر عازم جزیره هرمز شدم. البته  یک روز قبل ازآنکه قرار بود به جزیره بروم در اثر حادثه ای (فوتبال با حسین خسروجردی و صیف اله صمدیان) پایم شکست.  

 

 

من فردای آن روز باید به بندرعباس می رفتم و این در حالی بود که خانم دکتری که پایم را گچ میگرفت گفت چون زمستان است دو روز طول میکشد که گچ خشک شود و نباید جابجا شوم. 

اما دو روز بعد من با قطار و به اتفاق دانشجویان به بندر رسانیده بودم و در ساحل چیدمان بچه ها را هدایت میکردم.  در آخرین روز سفر آقای پشت کوهی با من گفتگو داشت.  زمانیکه به او گفتم چنین افکاری در ذهن دارم و برمیگردم به من گفت که هر استادی که به اینجا می آید همن را میگوید و لی دیگر برنمیگردد. بازگشت من به هرمز با آن وضعیت یک انتخاب تاریخی بود.  برای این که بدقولی نکنم شب قبل از حرکت با کمک همسرم تا صبح باسشوار و بخاری سعی کردیم که گچ پایم را خشک کنیم. وقتی به ایستگاه راه آهن رفتم همه دانشجویان  متعجب بودند و پیشنهاد دادند که از سفر منصرف شوم. اما دلم میخواست که این سفر انجام شود.

 

 

با کمک دانشجویانی که از شهرهای مختلف آمده بودند  ابتدا آشغالها را جمع آوری کردیم. چیدمان ترتیب دادیم و با زباله ها موسیقی اجرا کردیم . با خاک هرمز روی درخت نقاشی کردیم و روی روسریها نقاشی کردیم.  همین طور روی چهره ها.   در قلعه پرتقالیها مراسم آینی را اجرا کردیم به خاطر بارانی که به خاکهای سرخ خورده بود آبهای قرمز رنگی سطح جزیره را گرفته بود که این دقیقاًٌ مصادف بود با دهۀ اول عاشورا و ما از این موضوع استفاده کردیم و کار را با موضوع عاشورا دنبال کردیم .

 

از بچه ها خواسته بودم که از میناب گل بیاورند. شب در قلعه پرتقالی ها  آدمک، آدم و حوا و حجم های کوچکی درست کردیم که جنبه تزئینی داشتند. قرار بود یک ماه بعد از آنها عکاسی کنم، اما آقای اصغر نیک آنها را به مسافران نوروزی فروخته بود. 

 

 

 

در کنار نقاشی چهره ها بر روی روسری ها نقاشی کردیم.  شبها در قلعه اجرا هایی داشتیم که ملهم از مراسم های ائینی بودند.

 

 

متن و تصاویر بیشتر

 

در نوروز 86  به همراه خانواده ام سفر دیگری به سواحل بندر عباس و جزیره هرمز داشتم.  به اتفاق تعدادی از بچه های بندر  به جزیره رفتیم.  بر صخره های جزیره هرمز تعدادی حجاری انجام دادم .

 

 

 

متن و تصاویر بیشتر

و با استفاده از نمونه های جدیدی از مهرهای استوانه ای نقشهایی را بر روی ماسه های ساحل  چاپ کردم.  در جزیره هرمز دو روز و یک شب اقامت داشتیم. تعدادی از هنرمندان هرمز با ما همراه بودند.

 


متن و تصاویر بیشتر

  

در دیماه 1386 پیرو  دعوت انجمن هنرهای تجسمی و  اداره فرهنک و ارشاد اسلامی هرمزگان  به  همراه خانم گزیلا وارگا سینایی نقاش و خانم سمیرا سینایی کارگردان و بازیگر نمایش عازم بندر عباس شدیم. بعد از یک شب توقف در بندر عباس روز  پنجم دیماه به جزیره هرمز رفتیم.  بیش از یکصد نفر در این جشنواره شرکت کردند که حدو 30 نفر از هنرمندان از شهرهای مختلف ایران دعوت شده بودند. مرتضی محلاتی از اساتید جوان حوزه گرافیک به اتفاق همسرشان از شیراز آمدند و در فستیوال شرکت داشتند.  علی رغم اینکه در این جشنواره بیشتر مشغول اجرای آثار شخصیم بودم اما دیگر آثار را نیز در حد توان دیدم و ثبت کردم   

    متن و تصاویر بیشتر

 

سال قبل دو جشنواره محیطی را تجربه کردیم. اما برای من این چهاردهمین جشنواره و یا کارگاه هنر محیطی در ایران بود .  در جشنواره سال جاری مسئولیت کارگاه نداشتم و فراقت بیشتری داشتم. از این جهت با توچه با اینکه مدت زمان جشنواره خیلی کوتاه بود اما برای من بسیار پر بار بود.  

مهر استوانه ای جدید را که ماه قبل ساختم تجربه کردم و اثر آن را بر ماسه های ساحل دیدم.  این اولین مهر استوانه ای بود که در آن در پیکره انسانی را به صورت الهه آب (آناهیتا) را با ترکیب ماهی نقش زدم.  تجربه بسیار مهیج و چذابی بود.

 متن و تصاویر  بیشتر

 

 

 

 

در این سفر اثر متفاوتی دیگر نیز تجربه شد.  جزیره هرمز آهو های زیادی دارد.  بنا به دلایلی احتمالا تشنگی در سالهای اخیر تعداد زیادی از این آهو ها تلف شده اند.

مردم جزیره هرمز معتقدند زمانیکه آهو تشته میشود به ساحل در یا می آید و آبی که در داخل رد پایش جمع میشود شیرین میشود و از آب مینوشد و سیراب میشود.  اما در چند سال گذشته  آهو های زیادی در این جزیره از تشنگی مرده اند.  در سفر اخیر گروه های نمایش با استفاده از یک آهوی مرده اجرا داشتند.  از روی ابعاد شاخ این آهو میتوان پی برد که آهو بسیار جوان بوده است.

در یکی از روزها صبح زود در ساحل دریا بواسطه رد پاها  متوجه شدم آهویی به ساحل در یا آمده بود.  نقش سم آهو  الهام بخش بود و حجم آن را با سنگ های نرم جزیره هرمز ساختم و بر ماسه ها نقش زدم.   رد پای آهو  را به طرف محل استقرار هنرمندان هدایت کنم.  زمانیکه هنرمندان در گشت و گذار ساحل متوجه رد پای  آهو ها شدند بسیار خوشهال و هیجان زده بودند که آهویی به نزدیکی محل استقرار آنها آمده است.  اما آن آهو من بودم.

 

 

 

این آهوی علاقمند به هنر محیطی با اثر سم هایش نقشهای متفاوتی را در ساحل دریا بر جای گذاشت.

 تصاویر بیشتر

 

در این سفر همانند سال گذشته با استفاده از خاک سرخ جزیره هرمز بر دستها و جهره ها نقاشی کردم.  انگیزه اصلی من برای استفاده از این خاک به عنوان ماده کار ارزش نهادن به خاک کشورم و مخالفت با واگذاری آن به بیگانگان است.

 

 

گمان نمیکنم که چنین انگیزه ای بار هنری  آثارم را سلب نماید. محتوای این طرحها بیشتر نوعی اشاره به داستان زن و مرد نخستین بودند.

تصاویر بیشتر

 

ایوا اوسکا و جنیس ماتویس از لیتوانی در جشنواره سال جاری شرکت داشتند.  ایوا دانشمند علوم زیست محیطی و جنیس دانشمند جغرافیا میباشد.

 

 

 تصاویر بیشتر

 

 

باروریش او را اغوا کرد

 

تصاویر بیشتر

 

از دیگر آثار حجاری بر سنگهای ساحل جزیره هرمز بودند.  این یک مجموعه دنباله دار است که تا عمر دارم ادامه میدهم.  ماهی های من تمثیلی از انسان هستند که میخواهند زنده بمانند و جاودانه شوند. 

 تصاویر بیشتر

 

 

قبل از جشنواره سال جاری دو میهمان از آلمان به نامهای برنارد بوب و خانم پریسا کریمی با من تماس داشتند و گفتند که بواسطه اینترنت با مرکز پردیس آشنا شدند و قصد داشتند مرکز ما در پلور را ببینند. برنارد 17 سال قبل گروه نمایش آنتاگون را تاسیس کرده است. این گروه که بیش از بیست نفر عضو دارد  در 17 سال گذشته  در گوشه و کنار دنیا اجرا های متعددی داشته اند و ویژگی کار آنها این است که اجرا هایشان در فضاهای عمومی اجرا میشود. پریسا کریم که پدر و مادر ایرانی دارد در آلمان متولد شده و فارق التحصیا رشته راسانهای تصئیری و صوتی است و به عنوان عضو گروه آنتاگون با آنها همکاری داردا.

از آنجا که فصل مناسبی نبود که مرکز پردیس در پلور را ببینند  از آنها دعوت کردم که در جشنواره خلیج فارس مشارکت کنند. در طول جشنواره آنها برای هنرمندان جوان کارگاه نمابش ترتیب دادند. در یکی از شبها نمونه اجرا های  گروه آنتاگون و فیلمی از خانم پریسا کریمی برای هنرمندان جشنواره به نمایش در آمد و پرسش و پاسخ صورت گرفت.

 تصاویر بیشتر

 

در  بهمن ماه 1368 مجددا به اتفاق هنرمندان جوانی از گوشه و کنار ایران به جزیره هرمز رفتیم و پانزدهمین جشنواره هنر محیطی در ایران را با عنوان رویای صلح در خلیج فارس برگزار کردیم. هدف این جشنواره مخالفت با جنگ و نظامی شدن منطقه خلیج فارس بود. دلیل انتخاب این محور این بوده که در طول سه دهه گذشته و پس از جنگی که در سال ۱۹۸۱ به ما تحمیل شد و حضور مستمر آمریکا و دول غربی و پیامد آن حمله کشور عراق به کویت در سال ۱۹۹۱ و در نهایت حمله امریکا و همپیمانانش به عراق در سال 2003 را شاهد بودیم و در ابن جنگها چند ملیون انسان بیگناه جان خود را از دست دادند.

 

 

برای جشنواره کنونی از هیچ نهاد یا مرکزی درخواست حمایت مالی نشد. هزبنه سفر به منطقه و غدای روزانه توسط هنرمندان شرکت کننده پراخت شد.  تنها مینی بوسی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هنرمندانی که از تهرانت عازم خلیج فارس شده بودند را از ایستگاه راه آهن بندر عباس به اسکله انتقال داد و شبها در مقر محیط زیست ساکن بودیم. از محبت آنها متشکریم اما از آنجا که هزینه سفر را دانشجویان خودشان پرداخت کرده بودند میبایستی بسیار صرفه جو باشیم. تا حدودی هم برای بچه هایی که عادت نداشتند سخت بود که یک هفته در آب دریا استحمام کنند و بر روی موکت بخوابند.

 

 

نمودار هوایی هرمز و مکان کارها

 

در جشنواره  پانزدهم کارهای متفاوتی ارائه شدند. هنرمندانی کارهای مستقل ارائه  دادند.  اما چندین کار جمعی  نیز انجام شد. 

 

صلح در خليج فارس" براي گوگل ارت

جمله "صلح در خليج فارس"  در ابعادي طراحي و نوشته شد كه در سايت گوگل ديده شود. جهت اجراي اين طرح با استفاده از گوگل ارت مكاني در جزيره انتخاب شد كه مسطح ، داراي رنگ زمينه يكدست  و منظر هوايي مناسبي دارد. اين مكان كه در ظلع جنوب شرقي جزيره هرمز واقع شده و دور از امواج دريا و شهر هرمز ميباشداين اميد وجود دارد كه در صورت به روز شدن تصاوير ماهواره اي گوگل ارت اين جمله ديده شود.  اين جمله از سويي صلح دوستي مردم ايران است و از سوي ديگر هدفش تقابل با تحريف نام خليج فارس ميباشد. هنرمند امریکایی باربارا راکس که با اثرش در این جشنواره شرکت دارد تصویر پرنده ای را برای اجرا ارسال کرده تا با خاکهای رنگی هرمز اجرا شود.  عکسهای بیشتر

باربارا راكس یکی از جديد ترين سروده یاش را  كه متضمن  زشتي جنگ و روياي صلح ميباشد را ارسال کرد .  باربارا  تاکنون این شعر را جایی ارائه نداده است و به دلیل اهمیتی که برای این جشنواره قائل است دوست داشت که در سایت جشنواره ارائه شود.

سروده باربارا:

 گریز پرنده

روزهای زیادی پرنده کوچک پرواز کرد
از نهیب صدای گوشخراش و بوی آتش لال شد
سایه اش تصویر کریهی از هواپیماهای جنگ باقی گذاشت
او ناتوان و گرسنه به دشتی در پائین و قالی با گلهای آبی خیره شده بود.
در کرانه دشت او به بیشه ای پناه برد
اینجا در پناه درختان  او مکانی یافت تا بخوابد و رایحه صلح را در رویایش ببیند.

باربارا راکس 2007 

 در طول جشنواره این سروده باربارا به زبان هاي فارسي و انگليسي تکثیر شد و در داخل بطريهاي لاستيكي قرار گرفتند و در نقاط متعددي همچون سواحل شرقي، غربي و مركز دريا رها شدند.

پیشنهاد من بود که این اشعار در داخل بطری ها قرار گیرد و هنرمندان جوان شرکت کننده در جشواره آماده سازي متن ، در جمع آوري بطريها از ساحل و مشاركت داشتند و دو هنرمند جوان به نامهاي ميترا سلطاني و حسام الدين محمديان در اين اجرا مشاركت داشتند.

اين سنت يعني قرار دادن متن در يك بطري در گذشته دور رسانه اي بود كه افراد گرفتار در جزيره ها از ديگران استمداد و كمك ميطلبيدند. در زمانه ما مفهومي است كه مخاطب بواسطه اين اجرا و بازتاب رسانه اي آن از سويي مظلوميت مردم بيگناه و از سوي ديگر صلح دوستي انديشمندان و هنرمندان معاصر جهان را نشان ميدهد.  عکسهای بیشتر

اگرچه تقابل با حضور نظاميان در منطقه خليج فارس و پيامدهاي آن محور اصلي جشنواره بود. اما هنرمندان بيشماري كه در اين جشنواره حضور داشتند آثار بسيار متنوعي ارائه دادند. در جشنواره ما شاهد نمونه هاي متنوعي از اجرا هاي زنده نوگرا و نمايش هاي ملهم از آئين ها بوديم كه بيشتر در مكان هاي طبيعي و تاريخي جزيره اجرا شدند.  عکسهای بیشتر

 

مهرهای استوانه ای جدید

 

 

در بهمن ماه  1386 شاهد مرگ آهو های بیشتری بودم.  تعداد هفت نمونه جدید رد پای آهو با سنگ ساختم و آنها را بر روی ماسه های جزیره چاپ کردم.  تصاویر بیشتر

 

"پرواز شماره 655"

اما عمده آثار جشنواره  به آسیب های جنگ توجه داشت.  ملت ایران در این جنگها بیشترین آسیب را دیده  است. "پرواز شماره 655" ایران ایر نمونه ای بارز از قربانی شدن مردم بیگناه در این جنگها بوده است، در طول جشنواره هنرمندان شزکت کننده چند اثر مشترک را با موضوع "پرواز شماره 655" خلق کردند.

پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی ایران ایر با شناسه 'IR655' از بندر عباس به مقصد دبی، در تاریخ ۳ ژوییه ۱۹۸۸ میلادی برابر با ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ با شلیک موشک هدایت شونده کروز از کشتی جنگنده یو اس. اس. جک وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده امریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ مسافر آن جان باختند. در جمع مسافران ۶۶ کودک (۵۷ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ کودک زیر دو سال) 42 مسافر با ملیت غیر ایرانی و 16 نفر خدمه پروازی وجود داشتند. 

گفتنی است که هیچ‌کدام از خدمه جنگی ناو متخاصم  آمریکایی تحت پیگیرد قرار نگرفتند و حتی فرمانده ناو نیز در پایان خدمت خود مدال گرفت.   ایالات متحده آمریکا هیچ‌گاه بخاطر این حادثه تاسف‌بار رسماً از مردم ایران و جامعه جهانی عذرخواهی نکرد.   تصاویر بیشتر

 

مکانیابی اثر از سایت گوگل ارت و طرح فرضی موقعیت و ابعاد هواپیمای پرواز 655

 

با توجه به اینکه ابعاد این چیدمان بزرگ بود و برای اجرای آن سرعت عمل نیاز بود دشواریهای بسیاری وجود داشت. برای دسترسی به مکان مورد نظر اجرای چیدمان که با استفاده از تصاویر هوایی گوگل ارت مکانیابی و شناسایی شده بود میبایستی که از مکانی دماغه ای شکل و از داخل آب عبور کنیم.  این مکان در ظلع جنوب شرقی جزیره واقع شده است. صبح زود زمانیکه آب در پائین ترین سطح آن بود از محل مورد نظر عبور کردیم. تا ساعت 11 وقت داشتیم که کار را تمام کنیم. در غیر اینصورت عبور از آب با توجه به امواج بسیار دشوار به نظر میرسید.

 

 

 

طراحی هواپیما با استفاده از سنگ و خاک قرمز جزیره هرمز انجام شد.  پیش بینی شده بود که بالا آمدن آب هواپیما به زیر آب برود و خاک سرخ با آب امواج ترکیب شود. پس از طراحی و عقب نشینی هنرمندان در کوههای اطراف مستقر و روند یکی شدن هواپیما با آب را عکاسی کردند.          

آب تدریجا بالا آمد و هواپیما ناپدید شد. تنها شماره پرواز 655 باقی ماند.

تصاویر بیشتر

 

خبر سقوط هواپيماي ايران اير پرواز 655 در بطري هاي رها شده در خليج فارس

 

در روز پاياني جشنواره متن خبري سقوط هواپيماي ايران اير پرواز 655 به زبان هاي فارسي و انگليسي در داخل بطريهاي لاستيكي قرار گرفتند و در نقاط متعددي همچون سواحل شرقي، غربي و مركز دريا رها شدند.  تصاویر بیشتر

 

 

 

 

در آذر ماه 67 تنهایی به جزیره هرمز سفر کردم. در  دو  سال گذشته به صورت مستمر در جشنواره ها با کمک هنرمندانی که در جشنواره شرکت میکردند با خاک هرمز کارهای محیطی انجام میدادیم.  علاوه بر این به صورت پیوسته بر روی چهره ها ، دستها و گاهی اوقات بر روی پا با خاک هرمز نقاشی کردم.  در اولین روز سفرم در جزیره پرسه میزدم و هر کجا که رنگ بود مرا به طرف خود میکشاند.   این شگفت انگیز بود که رنگ قرمز، زرد و آبی سبز ملایمی را در طبیعت یک جا ببینی.  من در این سفر تنها بودم و اغلب در ضلع شرقی جزیره کار میکردم.  در روز اول سفرم تصادفا حسن دریا پیما را دیدم.  همان کسی که دو سال قبل از من خواسته بود روی چهره اش خرچنگ بکشم و چند روز در شهر هرمز با این چهره راه رفته بود و به عکاسی رفته بود و از چهره خودش عکس گرفته بود.   حسن هر روز صبح مرا به طبیعت میبرد و رها میکرد. با غروب آفتاب به دنبال می آمد و با هم به هرمز برمی گشتیم.   بیشتر

آن سوی جزیره همزمان بچه های بندر قصد داشتند با خاک قالی نقاشی کنند.    گاهی از دور آنها را میدیدم.  هیاهو کنان با نیسان می آمدند و خاکهای رنگی را می بردند.  پیگیری و جدیت آنها قابل تحسین است.  پس از جمع آوری نمونه رنگهای مختلف آنها را به شیوه ای بدوی تبدیل به رنگ دانه کردم. خیلی هیجان داشت که نتجه نقاشی خاک با طبیعت را ببینی.

 

.

 

 

 

 

 

 مردم جزیره هرمز و بعضی از شهرهای استان هرمزگان با استفاده از خاک قرمز رنگ هرمز بنام "گلک" غذایی به نام "سوراغ" تهیه میکنند که به عنوان غذا مورد استفاده قرار میگیرد.  این غذا ترکیبی از خاک قرمز، نوعی ماهی ساردین و نارنج است.  در مدت زمانی که در هرمز بودم با استفاده از سوراغ که بخاک قرمز در ترکیب آن وجود دارد بر روی نان های سنتی نقاشی میکردم و به عنوان غذا میخوردم.  طرحهای بر روی نان با داستان رانده شدن ذوج نخستین از بهشت مرتبط بودند.  احساس بسیار خوبی داشتم که با خاک نقاشی کنم و بخشی از غذای روزانه ام باشد.  در اولین جشنواره ای که در جزیره هرمز برگزار شد نیز چنین طرحهایی کشیده بودم. 

 

جدید ترین مهرم اسب دریایی را در کنار یک رستنی دریایی نشان میداد. برای اولین بار خاکهای رنگی را در چاپ هایم به کار گرفتم. 

 

 

برای مقابله با تحریف نام خلیج فارس مهر نام خلیج فارس را چاچ کردم.  مهر های استوانه از هزار سوم پیش از میلاد تا دوره هخامنشی متداول بودند. 

 

 

 

 

خیلی وقتها آهو دوست داشت با من بازی کند و کارم را متوقف میکرد. 

 یک روز با آهو به بالای صخره های مجاور دریا رفتیم و در آنجا  من نقش آهو را بر روی یک صخره نقش زدم. صخره ای که در داخل دایره دیده میشود و در روزهای قبل در زیر آن نقاشی میکردم همان روز فرو ریخت.  شاید اگر آن روز نقاشی میکردم همسان با گنجهای پنهانم زیر صخره ها دفن میشدم. 

 

 

بعد به کنار ساحل رفتیم. آهو دوست داشت با من بازی کند.  

 

 

 چشمهایش زیبا و یاد آور داستان مجنون در خمسه نظامی بود.

 

 

 

فاطمه و مادرش هر روز برایم غذا درست میکردند.  در تمام مدت روزهایی که هرمز بودم حس اصرار داشت که کارهای دستی خواهر فاطمه را ببینم.  آخرین روز وقتی کارهایش را دیدم غافیگیر شدم.   هنر بازیافت را به خوبی میتوان دید. این نکته برایم بسیار ارزشمند بود و شگفت زده شدم که چگونه بر روی گونی های پلاستیکی چنین نقشهایی ایجاد شده اند.   آنها فوق العاده بودند.  نمیدانم چرا در تمام سفرهایم از این هنر غافل بودم. 

 

نکته جالب دیگر این بود که بدن عروسک ها از بطریهای پلاستیکی بودند. 

 

 

 

اینجا پلکان مجاور اسکله ای است که برای رفتن به جزیره هرمز از اینجا عبور میکنیم.    

 

آلودگی محیط نتیجه اش بیماری و مرگ موجودات خواهد بود و انسان یکی از این موجودات است.  در اولین جشنواره  این نوع آثار یعمی کار با زباله نیز بخشی از کارگاه ما بود.  اما این پرسش وجود دارد که چرا بچه های بندر اغلب دوست دارند با خاکهای رنگی کار کنند.

 

 

اگرچه کار قالی خاکی در جزیره هرمز خارج از اراده من انجام شد. اما بعضی ها در دو هفته گذشته بعضی ها به من تبریک گفتند و بعضی به خاطر نوع گفتگوها و حرفهایی که مطرح شد به من انتقاد کردند. چون فکر میکردند که من در آن سهم دارم.   یکی از خبرنگارها به من تلفن زده بود و  قصد داشت نظرم را بپرسد!  از آنجا در اشاعه هنر محیطی در منطقه هرمزگان سهمی داشته ام وظیفه ام است که نسبت به آن دلسوز باشم.  در دو سال گذشته هنرمندان هرمزگان فعالانه در زمینه هنر محیطی کار  کردند.  به آنها خسته نباشید میگویم.   تلاش و موفقیت در این زمینه را به هنرمندان و مسئولینی که از آنها پشتیبانی کردند تبریک میگویم.  اما در مدت زمانی که در هرمز بودم رابطه منطقی با بچه های بندر عباس نداشتم.  گویا ما با هم غریبه بودیم و کارمان غیر مرتبط.  

با اینوجود حتی به عنوان همکار نمیدانم این مسئله طبیعی بود یا غیر طبیعی که چرا موقعیت مناسبی پیش نیامد من کار آنها را از نزدیک ببینم و یا اینکه آنها بدانند که من آنجا چه میکنم و چگونه فکر میکنم.   از این بابت متاسفم.  برخلاف سفرهای قبلم، این بار تنها بودم.   حسن دریا پیما این فاصله را احساس کرده بود و با زبان یا لهجه ای نیمه فارسی و نیمه بندری  گاهی اوقات این حرفها را به کنایه به من میگفت که در اولین سفرت چهل نفر دورت بال بال میزندند. اما حالا هیچ شاگردی نداری.  حالا هرمزگان دهها  هنرمند محیطی دارد.  کارشناس دارد استاد دارد!  علی رغم این مسائل فضای موجود برایم رضایت بخش بود.  از اینکه در تنهایی کارهایم را پیش بردم.   ده سال پیش خبرنگاری به من گفته بود که این حرکت رفتن به محیط فردی باقی میماند. اما حالا در طول زندگی خودم میبینم که صدها نفر به روش خودشان با آن درگیر هستند.  از این وجه مسئله بسیار خوشحال کننده است.  استقلال آنها میتواند امتیاز باشد و لی اگر تجربه نداشته باشند همواره امکان انخراف نیز وجود دارد.  بحث رکوردشکنی در مورد قالی خاکی بحث و رویکرد انحرافی است و چندان با هنر خلاق سازگاری ندارد.  نمیدانم چرا و چگونه این بحث مطرح شد.  گفته شد که این بزرگترین قالی خاکی جهان است. من تاریخ هنر را خوب میدانم، اما هنوز کوچکترین و متوسط ترین آن را ندیدم.   اگر چند نفر دیگر بخواهند رکورد فعلی را بشکنند نتیجه اش چه خواهد شد؟  تصورش دشوار است.  البته متاسفانه در خبرها داشتیم که همزمان با دهه فجر نقاشی سه هزار متری کشیده خواهد شد! 

حسن میگفت که شما میگفتید این خاک ارزش دارد و چرا آقای خزعلی آن را میبرد. اما حالا شما و بچه هایی که به آنها یاد دادی این خاک را میبرند. مردم جزیره ، مسئولین هرمز و هنرمندان بومی از اینکه خاک را میبرید ناراضی هستند.  من از شنیدن این حساسیت خوشحال شدم.  خوشهالم که هنر محیطی این حساسیت را نسبت به طبیعت ایجاد کرده است.  اگرچه من به حسن گفتم که در دوسال گذشته  تمامی خاکهایی که در جشنواره ها و نمایشگاه ها مصرف شده به اندازه یک کامیون هم نمیشود. به هر حال فکر میکنم ما باید یاد بگیریم که از کیفیت خاک استفاده کنیم نه از کمیت آن.  به حسن گفتم که  ما باید یاد بگیریم که  با دست خاک برمیدارم.  نه با بیل و یا لودر!   حسن گفت حالا تو برگ میکنی، بچه های بندر شاخه و خزعلی از ریشه میکند!   اگر چه حسن دیپلم هم ندارد. اما علمش حضوری است. 

حسن در مدت زمانی که با هم بودیم مکررا به من انتقاد کرد که چرا هنر ما از مردم دور است. او بود که من را با آن خانواده هنرمند آشنا کرد.  با ریاست شورای شهر و مسئول فرهنگی آموزش و پرورش هرمز دیدار داشتم. قصد دارم در بهمن ماه به اتفاق همراهانم به نسل جوان جزیره آموزش دهیم که چگونه با مقداری کمی خاک متوانند کار هنری انجام دهند و قصد ما این است که هنر بازیافت که در آنجا وجود دارد را خوب بشناسیم و به خوبی در کارهایمان استفاده کنیم. 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 18:55  توسط زینت  | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 18:11  توسط زینت  | 

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود.
موضوع درس درباره خدا بود.
استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟
 کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟
 دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟
برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد.
استاد با قاطعیت گفت با این وصف خدا وجود ندارد..!!
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت.
دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟
همه سکوت کردند.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟
همچنان کسی چیزی نگفت.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 17:32  توسط زینت  |